روان در محاصره
آنچه امروز تجربه میکنیم
«غم معمولی» نیست.
واکنش به یک وضعیت طبیعی هم نیست.
ما با مجموعهای از خشونت سیستماتیک ، از دست دادنهای جمعی ، سرکوب ، فقر تحمیلی و سوگ های غیر قابل پیشگیری مواجهایم.
وقتی جامعه در معرض چنین شرایطی هست ، افراد تنها غمگین نمیشوند بلکه روان آن ها آسیب میبیند.
در روانشناسی به بخشی از این تجربه سوگ نیابتی میگویند؛
اما این واژه، همهی واقعیت را توضیح نمیدهد.
چون مسئله فقط «تماشای رنج» نیست؛
مسئله زندگیکردن در دل یک بحران مداوم و ناعادلانه است.
بسیاری از مردم این روزها:
احساس خشم عمیق دارند
احساس درماندگی میکنند
دچار گسست عاطفی یا بیحسی میشوند
یا از زنده ماندن، احساس سنگینی و تضاد میکنند
این واکنشها نشانهی ضعف نیستند؛
نشانهی ایناند که انسان دارد زیر فشار چیزی غیرقابلتحمل تلاش میکند تا دوام بیاورد
اگر روان انسان در چنین شرایطی فرو نریزد،
جای سؤال دارد.
اندوه، خشم و آشفتگی در برابر خشونت های غیر انسانی و بحران های عمیق و بیعدالتی
واکنشهای طبیعی هستند،
بنابراین اگر اکنون مثل قبل نمیتوانید مطالعه کنید، نمیتوانید کار کنید،نمیتوانید لذت ببرید ، نمیتوانید زندگی کنید
نه پای اختلال در میان است و نه نیازی به سرزنش است
در این شرایط شما نیاز دارید خودتان را درک کنید با خودتان همدلی کنید و به خودتان سخت نگیرید تا حداقل بتوانید مراحل سوگواری را طی کنید و دوام بیاورید برای فرداهای خالی از غم و اندوه.
مراقبت از روان در شرایط حاضر
به معنای سازگار شدن با ظلم نیست؛
به معنای زنده نگهداشتن ظرفیتِ دیدن، حس کردن و فرو نپاشیدن کامل است.
فاصله گرفتن موقت از اخبار، انکار واقعیت نیست؛ محافظت از روان است
خوابیدن، غذا خوردن، یا نفس کشیدنِ آگاهانه، «بیتفاوتی» نیست
اگر گاهی نتوانستی غمگین باشی و بیحس شدی، این هم یک پاسخ دفاعی است
🕯️ حرف آخر
ما حق داریم از این وضعیت عصبانی، سوگوار و شکسته باشیم.
هیچ متنی قرار نیست این درد را «قابلتحمل» کند.
هدف فقط این است:
در دلِ چیزی که نباید اتفاق میافتاد،
روانِ بیشتری نابود نشود. 🤍
کانون همیاران سلامت روان دانشگاه شهرکرد
@markaz_sku


