گاهی مهاجرت بعد از تمامشدنِ خودِ مهاجرت شروع میشود.
وقتی دیگر خانه پیدا شده،
کار پیدا شده،
مدارک آمده،
زبان تا حدی جا افتاده
و زندگی ظاهراً دوباره روی ریل افتاده است.
آنوقت ممکن است یک سؤال باقی بماند:
«پس چرا هنوز احساس میکنم جایی نیستم؟»
این سؤال برای روانکاوی جالب است؛
چون ما را خیلی سریع از جغرافیا به روان میبرد.
«جایی نبودن» یعنی چه؟
آیا مسئله فقدان یک کشور است؟
یک خانواده؟
یک زبان؟
یک عشق؟
یک موقعیت اجتماعی؟
یا شاید فقدانِ آن شکلی از «خود» که فقط در جهان قبلی امکان وجود داشت؟
از سوی دیگر، نباید مهاجرت را صرفاً بهعنوان trauma دید.
مهاجرت میتواند سوگ و گسست ایجاد کند،
اما میتواند امکان بازسازماندهی هویت، میل، زبان و رابطه با دیگری را هم ایجاد کند.
در روانکاوی، این دوگانگی بسیار مهم است.
همینجاست که فروید، کلاین، وینیکات، بیون و آختار
در کنار لکان و سپس رویکردهای رابطهای، کوئیر، ترنس، مارکسیستی و پسااستعماری،
هرکدام سؤال متفاوتی از یک تجربهی مشترک میپرسند.
در لایو شنبه میخواهم از تاریخ این پیوند شروع کنم:
از این واقعیت که خودِ روانکاوی نیز با تبعید، جابهجایی و مهاجرت تاریخی عمیقی داشته است،
و بعد برسیم به این سؤال که امروز چگونه میتوان مهاجرت را بدون تقلیلدادن آن به «مشکل سازگاری» فهمید.
روانکاوی مهاجرت
نه برای اینکه مهاجر را آسیبشناسی کنیم،
بلکه برای اینکه بفهمیم جابهجایی در جهان بیرونی
چطور وارد زبان، فانتزی، سوگ، میل، هویت و رابطهی ما با دیگری میشود.
شنبه ۵ سپتامبر / ۱۴ شهریور
ساعت ۲۰:۳۰ به وقت ایران
لایو رایگان
این تازه شروع یک مجموعه دربارهی روانکاوی مهاجرت است.
#روانکاوی_مهاجرت #روانکاوی #مهاجرت #روانکاوی_لکانی #روانکاوی_کلاینی #روانکاوی_معاصر #روانکاوی_رابطهای #روانکاوی_کوئیر #روانکاوی_ترنس #روانکاوی_مارکسیستی #مهاجر #تبعید #دیاسپورا #هویت #سوگ #زبان
September 2, 2026 97