تاریخچه ی گروه درمانی تحلیلی _ وقتی روانکاوی وارد گروه شد
اگر پست های قبلی را تا اینجا دنبال کرده باشیم، یک چیز باید هنوز کمی ناآرام بماند.
ما پیش از شکلگیری گروهدرمانی تحلیلی، گروههایی داشتیم. بیمارانی که کنار هم قرار میگرفتند، کلاس میگرفتند، دربارهٔ بیماریشان حرف میزدند، از تجربهٔ یکدیگر استفاده میکردند، تشویق میشدند، گاهی آموزش میدیدند و گاهی حتی از حضور دیگران بهعنوان چیزی درمانکننده استفاده میکردند.
پرت این امکان را در پزشکی نشان داده بود؛ لازل آن را به روانپزشکی برده بود؛ مارش نیروی جمعی و هیجانیِ آن را جدی گرفته بود؛ مورنو مسیر دیگری برای کار با رابطه و نقش ساخته بود؛ و روانشناسی اجتماعی نیز از مدتها قبل مشغول این پرسش بود که وقتی انسانها کنار هم قرار میگیرند، چه چیزی در روانشان تغییر میکند.
اما هنوز یک چیز کم بود.
گروه هنوز «تحلیل» نشده بود.
~مانا سیری
ادامه در دو بخش زیر:
بخش اول
بخش دوم
#روانکاوی #گروه_درمانی #گروه_درمانی_تحلیلی #روانکاوی_گروهی #گروه_درمانی_روانکاوانه #فروید #فرویدی #Freud #Freudian #Psychoanalysis #GroupPsychotherapy #PsychoanalyticGroupTherapy #AnalyticGroupPsychotherapy #PaulSchilder #SamuelSlavson #LouisWender #JosephPratt #EdwardLazell #TrigantBurrow #GroupPsychology #تاریخ_روانکاوی #تاریخ_گروه_درمانی #انتقال #مقاومت #همانندسازی #ناخودآگاه #روانکاوی_کلاسیک #روانشناسی_گروهی #رواندرمانی
Telegraph
تاریخچه ی گروه درمانی تحلیلی_وقتی روانکاوی وارد گروه شد(قسمت دوم)
۵. یک تفاوت بسیار مهم: «انتقال به گروه» با «انتقال در گروه» یکی نیست یکی از سادهترین راهها برای فهم تاریخ اولیهٔ گروه این است که این دو را از هم جدا کنیم. اگر بگوییم: «بیمار گروه را مثل مادرش تجربه میکند» داریم از چیزی شبیه انتقال به یک ابژهٔ جمعی صحبت…
September 1, 2026 397 3