منتشر شد: روانشناسی رویابینی
رویا دیدن همیشه در خانوادهٔ من اهمیت زیادی داشت. مثلا رویا میدیدیم و برای پدربزرگم (یا بعدها، داییم) تعریف میکردیم و او تعبیر میکرد. رویای مردگان را دیدن اهمیت مضاعفی داشت و پیامی از جهان دیگر تلقی میشد. همیشه تصور میکردم وقتی ترجمهٔ کتاب «روانشناسی رویابینی» منتشر بشود، دربارهٔ این پیشینهٔ خانوادگی مینویسم و معانیای که با خود دارد و علاقهای که به سبب آن به روانشناسی و مردمشناسی رویابینی پیدا کردهام. اما چه کنم که این خبر در حالی رسید که «نه لب گشایدم از گل، نه دل کشد به نبید».
نقدا همین قدر بگویم که فکر میکنم رویابینی و شعر و جنون، سه دروازه به یک عالم بینابینی هستند؛ شاید بتوان اسمش را گذاشت عالم مادون زبان؛ جایی بین امر واقع و امر زبانی؛ جایی که زبان هست و نیست. و جذابیت آنها از همین کیفیت بینابینی ناشی میشود. شاید بعدا رغبتی بود که بیشتر بنویسم.
این کتاب، بر اساس جدیدترین یافتههای روانشناسی علمی برای مخاطب عمومی نوشته شده. هدف آن است که مخاطب رشتهٔ رویاپژوهی را بشناسد و آنچه در این رشته از ماهیت و کارکرد رویابینی و ارتباط آن با سلامت روان میدانیم را دریابد. اما روانشناس و رواندرمانگر، به خصوص رواندرمانگر حوزهٔ تروما نیز در این کتاب سرنخهایی برای پیگیری بیشتر پیدا میکند؛ از جمله با برخی رویکردهای متمرکز بر رویا برای درمان PTSD آشنا میشود.
این کتاب را در همکاری نزدیک با رفیق شفیق بدل از خواهرم، روانشناس بسیاردان و انسان اخلاقمحور، خانم راضیه امین، به فارسی ترجمه کردم. خوشا بر من.
روانشناسی رویابینی
نوشتهٔ جوزی مالینوفسکی
ترجمهٔ مائده ایمانی
ویراستار علمی: راضیه امین
نشر لَنا و نشر قطره
@madsigns
25January 31, 2026 754 5