توصیف ساختمان دستوری زبان فارسی، از دکتر محمدرضا باطنی که دستوریست… — زبان و مغز — TG.ME

«توصیف ساختمان دستوری زبان فارسی، از دکتر محمدرضا باطنی که دستوریست ساختگرا بر اساس مکتب هالیدی» ▪️دستور مفصل امروز، خسرو فرشیدورد، ص. ۴۱، انتشارات سخن، ۱۳۸۲  نسبت دادن کتاب توصیف ساختمان دستوری زبان فارسی اثر دکتر محمدرضا باطنی (۱۴۰۰-۱۳۱۳) به «دستور ساختگرا بر اساس مکتب هلیدی»، چنان‌که در نوشته‌ی دکتر خسرو فرشیدورد (۱۳۸۸-۱۳۰۸) آمده، دو سنت نظریِ متفاوتِ ساختگرایی و نقش‌گرایی را با هم خلط می‌کند. به بیان دیگر، او با این کارش، و به‌لحاظ تاریخ اندیشه‌ی زبان‌شناسی، نوعیِ ناسازگاری مفهومی‌ در کلام خود ایجاد می‌کند، چون مکتب ساختگرایی (چه ساختگرایی اروپایی‌ و چه ساختگرایی آمریکایی‌) هیچ نسبتی با دستگاه زبان‌شناختی هلیدی ندارد. «ساختگرایی» در زبان‌شناسی به مجموعه‌ای از رویکردها اطلاق می‌شود که مبتنی بر آرای فردینان دو سوسور (۱۹۱۳-۱۸۵۷) و سپس مکتب‌های پراگ، کپنهاگ و به‌ویژه ساختگرایی آمریکاییِ بلومفیلدی به‌وجود آمدند و هدف اصلی آن‌ها توصیف روابط صوری میان واحدهای زبانی بود. در مقابل، نظریه‌های مایکل هلیدی (۲۰۱۸-۱۹۲۵)، از همان آغاز، در امتداد سنت «بافت‌محورِ» زبان‌شناسی بریتانیا و تحت تأثیر مستقیم اندیشه‌های جان روپرت فرث (۱۹۶۰-۱۸۹۰) شکل گرفتند، سنتی که زبان را نه مجموعه‌ای از صورت‌های انتزاعی، بلکه ابزاری اجتماعی برای تولید معنا در بافت می‌دانست. بنابراین، هلیدی را باید در زمره‌ی زبان‌شناسان نقش‌گرا قرار داد، نه ساختگرا. کتاب دکتر باطنی نیز نه بر پایه‌ی ساختگرایی، بلکه بر مبنای چارچوب آغازین هلیدی، یعنی دستور مقوله و میزان (Scale and Category Grammar)، نوشته شده است. این نظریه که در اواخر دهه‌ی ۱۹۵۰ و اوایل دهه‌ی ۱۹۶۰ تدوین شد، مهم‌ترین تلاش هلیدی برای ارائه‌ی چارچوبی منسجم و فراگیر برای توصیف زبان پیش از شکل‌گیری دستور نقش‌گرای نظام‌مند بود. دستور مقوله و میزان بر چهار مقوله‌ی اصلی «واحد» (unit)، «ساختمان» (structure)، «طبقه» (class) و «دستگاه» (system) و چهار مفهوم مقیاسیِ «مرتبه» (rank)، «ظرافت یا ریزشدگی» (delicacy)، «نمود» (exponent) و «عمق» (depth) استوار بود. در این چارچوب، توصیف زبان افزون بر شناسایی ساخت‌ها، به روابط نظام‌مند میان گزینه‌های دستوری نیز توجه دارد. همین تأکید بر مفهوم «دستگاه یا نظام» بود که بعدها به هسته‌ی مرکزی دستور نقش‌گرای نظام‌مند  تبدیل شد. هلیدی در دهه‌های بعد، به‌تدریج از دستور مقوله و میزان فاصله گرفت و نظریه‌ی خود را در قالب دستورِ نقش‌گرای نظام‌مند (Systemic Functional Grammar) صورت‌بندی کرد. در این چارچوب متأخر، زبان به‌منزله‌ی شبکه‌ای از انتخاب‌های معنایی در نظر گرفته می‌شود که سه فرانقشِ تجربه‌ای، فرانقشِ بینافردی و فرانقشِ متنی را به‌طور هم‌زمان محقق می‌سازند. از این منظر، ساخت‌های دستوری نه واحدهایی خودبسنده، بلکه بازتابی از کارکردهای ارتباطی و اجتماعی زبان‌اند. ازاین‌رو، اگرچه کتاب باطنی به دوره‌ی آغازین اندیشه‌ی هلیدی تعلق دارد و هنوز از مفاهیم متأخر دستورِ نفش‌گرای نظام‌مند بهره نمی‌گیرد، ولی به‌هیچ‌وجه دلیل نمی‌شود آن را اثری ساختگرا بدانیم. کاربرد اصطلاح «ساختمان دستوری» در عنوان کتاب نیز نباید موجب این سوءبرداشت شود، زیرا هر توصیف معطوف به ساخت، لزوماً ساختگرا نیست. توصیف دقیق‌تر آن است که گفته شود باطنی - که شاگردِ مستقیم هلیدی بود - در این اثر از چارچوب دستور مقوله و میزانِ هلیدی، برخاسته از سنت فرثیِ زبان‌شناسی بریتانیا، استفاده کرده است، سنتی که از حیث مبانی نظری، در جایگاهی متمایز از ساختگرایی قرار دارد. - عبدالرضا شهبازی @LingBrain

June 21, 2026 468 7