بنابراین قبل از نوشتن هرجمله، حسابی برام سؤال پیش میآد که الآن و توی این شرایط، آیا حرف زدن من اصلا فایدهای داره؟ یا صرفا یه جملهی دور از واقعیت برای اکثریته که لای انبوهی از متون بیتأثیر گم میشه؟!
هستهی اصلی زندگی من همیشه مطالعه، یادگیری و تغییر بوده و با گذشت زمان عشق و علاقه و بهبود روابط هم بهش اضافه شده و همیشه اعتقاد داشتم که همه میتونن به شیوه خودشون به زندگیشون بهبود ببخشن ولی شرایط جوری شده که بقا پیدا کردن و از دست ندادن، خودش بزرگترین دستاورده!
خلاصه که دیگه مطمئن نیستم دانستههام کاربردی داشته باشه و از بیهوده گویی نفرت دارم.
پس از خودتون میپرسم: در چهحالید این روزها؟ چی توی ذهنتون میگذره؟ به چه کاری مشغولید و دوست دارید چی از من بشنوید؟
