دفعه بعد که حس کردید حوصله انجام کاری رو ندارید، این تمرین ساده رو امتحان کنید:
۱. ظرفیت ذهنی و روانیای که الان در دسترس دارم، از ۰ تا ۱۰ چقدره؟
۲. این کار در شرایط فعلی، از ۰ تا ۱۰ چقدر ظرفیت ذهنی و روانی از من میخواد؟
حالا به فاصله بین این دو عدد نگاه کنید.
مثلاً:
ظرفیت من: ۳ از ۱۰
نیاز کار: ۸ از ۱۰
اینجا شاید مسئله «تنبلی» یا «بیارادگی» نباشه. بین منابعی که در اختیار داریم و چیزی که کار از ما میخواد، فاصله زیادی وجود داره.
حالا میتونیم روی دو طرف این معادله کار کنیم:
ظرفیت در دسترس رو بیشتر کنیم:
کمی استراحت کنیم، ذهنمون رو خلوتتر کنیم، به یک نیاز جسمی یا هیجانی رسیدگی کنیم، یک نگرانی رو مدیریت کنیم یا کار رو به زمان مناسبتری منتقل کنیم.
یا:
هزینه روانی کار رو کمتر کنیم:
کار رو کوچکتر کنیم، ابهامش رو کم کنیم، فقط قدم اول رو مشخص کنیم، کمک بگیریم یا بهجای «دو ساعت درس خوندن»، با «۱۰ دقیقه مرور یک بخش» شروع کنیم.
بعد از خودمون بپرسیم:
کوچکترین کاری که الان میتونم انجام بدم تا این دو عدد به هم نزدیکتر بشن چیه؟
قرار نیست همیشه حوصلهمون رو از ۳ به ۱۰ برسونیم.
گاهی کافیه کمی ظرفیتمون رو بیشتر کنیم و کمی از بار کار کم کنیم تا شروع کردن امکانپذیرتر بشه.
این دو عدد یک معیار علمی یا تشخیصی نیستند؛ فقط یک تمرین ساده برای این هستند که بهجای متوقف شدن روی جملهی «حوصله ندارم»، بهتر بفهمیم الان چه چیزی مانع عمل کردن ما شده.















