کودک باشید :): post #6242 — TG.ME

◉ پیرمردی دست چپ فلجی داشت.  انگشتانش به شکل ملاقه‌ای رو به بالا خشکیده بود. شبی که احساس تنهایی امانش را بریده بود. کف دست فلجش را از خاک پر کرد و دانه‌ی گلی در آن کاشت.
تا همینجای قصه مهم است. بعد از آن هرچیزی که بیاید تزئینی و زینتی است.
اینکه آن دانه رشد کرد یا نه؟ از ادامه‌ی ماجرا بی‌خبرم. پیرمرد فلجی که کف دست ملاقه‌ای فلجش گل سرخی روییده بود انتهای داستان نیست.  انتهای داستان همان ابتدای داستان است. پیرمردی که تنهایی امانش را بریده بود و کف دست فلجش را از خاک پر کرد و در آن بذر گلی را کاشت.

#میرزاحمید

@Koodakbashid
❤25🔥5👎1
August 26, 2026 388 2 6