وقتی با جلال به اسالم می‌رفتیم، در قزوین توقف کرد و چندین کارتن… — خاطرات و خطرات — TG.ME

وقتی با جلال به اسالم می‌رفتیم، در قزوین توقف کرد و چندین کارتن قزونیکا (ودکایی ساخت ایران) خرید. در نوشابه‌هایش آب جوشیده می‌ریختم، اما آدم تا سرشار نشود دست از بطری که برنمی‌دارد، آن هم کسی که از ساعت یازده صبح تا اواخر شب قزونیکای ملک ری می‌نوشد و سیگار کارگری اشنو می‌کشد.


#سیمین_دانشور
😁53❤8👍1
September 4, 2026 4.2K 108