🔴 چگونه جامعه اخلاقی تری داشته باشیم؟ چرا با زور و پاداش نمیتوان جامعهای اخلاقی ساخت؟
✍مصطفی ملکیان
برای ساختن جامعهای سالم که انسانها در آن امکان شکوفایی داشته باشند، ظاهراً آخرین پناهگاه ما اخلاق است. اما اخلاقیشدن انسان دشوار است و اخلاقیکردن دیگران، از آن نیز دشوارتر.
برای هموارترکردن این مسیر، توجه به چند نکته ضروری است:
1⃣ اخلاق را تا شناخت قطعی جهان به تعویق نیندازیم
جهان بسیار پیچیدهتر از آن است که بتوانیم به شناختی قطعی و کامل از آن برسیم. پس نمیتوانیم ابتدا نقشه جهان را موبهمو بشناسیم و بعد تصمیم بگیریم چگونه اخلاقی زندگی کنیم.
در اخلاق باید بیش از عقاید انسانها به کردارشان توجه کنیم. سوسیالیست، لیبرال، متدین، بیدین، دینگرا و دینستیز، همگی میتوانند اخلاقی باشند. اخلاقیزیستن به عمل انسان مربوط است، نه تعلق او به یک نظام عقیدتی خاص.
2⃣ در برابر رازها سکوت کنیم
مسئله را میتوان حل کرد و مشکل را میتوان رفع کرد؛ اما راز چیزی است که عقل بشر درباره نفی یا اثبات آن سخن روشنی ندارد.
در برابر راز باید سکوت کرد؛ وگرنه به دام کسانی میافتیم که مدعی رازگشاییاند و میخواهند زندگی ما را بر ادعاهایی بیدلیل بنا کنند.
اخلاق باید بر عقلانیت و استدلال استوار باشد، نه بر رازهایی که دلیلی به سودشان وجود ندارد.
3⃣ سخن خردستیز را از هیچکس نپذیریم
سخن خردستیز را نباید از هیچکس پذیرفت؛ خواه فیلسوف باشد، خواه عارف، الهیدان، دانشمند یا بنیانگذار دین و مذهب.
عقلانیت اقتضا میکند امور خردپذیر را بپذیریم، درباره امور خردگریز حکم قطعی ندهیم و سخنان خردستیز را کنار بگذاریم.
4⃣باورهایمان را «تا اطلاع ثانوی» بدانیم
جامعه اخلاقی به گشودگی ذهن نیاز دارد.
انسان گشودهذهن باور دارد، اما پرونده مسائل را برای همیشه بسته نمیداند. میگوید: «تا اطلاع ثانوی، بهترین پاسخ من این است» و اگر با دلیل بهتری روبهرو شود، در باور خود تجدیدنظر میکند.
باورهای انسان عقلانی همواره یک قید دارند:
تا اطلاع ثانوی.
6⃣همه ما سرنشینان یک کشتی هستیم
حتی اگر نتوانیم همسرشتی انسانها را اثبات کنیم، دستکم میتوانیم همسرنوشتی آنان را نشان دهیم.
همه ما سرنشینان یک کشتی هستیم و هیچکس قایق نجات اختصاصی ندارد. اگر کشتی به ساحل برسد، همه میرسیم و اگر غرق شود، هیچکس نجات نمییابد.
بنابراین سود من در زیان دیگری نیست. بازی زندگی «برنده ـ بازنده» نیست؛ یا همه با یکدیگر پیروز میشویم یا همه با یکدیگر شکست میخوریم.
7⃣ اخلاق را از الهیات مستقل کنیم
🔹اگر بگوییم فقط متدینان میتوانند اخلاقی باشند، بیدینان را بیدلیل از ساحت اخلاق بیرون راندهایم. اگر نیز اخلاقیبودن را منحصر به بیدینان بدانیم، همین ظلم را در حق متدینان کردهایم.
🔹نه الهیاتیبودن کسی را اخلاقی میکند و نه الهیاتینبودن.
🔹از سوی دیگر، نمیتوان پاسخ همه مسائل اخلاقی امروز را از متونی طلب کرد که در دوران پیشامدرن پدید آمدهاند. بسیاری از مسائل جدید، مانند اتانازی، در آن دوران اساساً مطرح نبودهاند تا درباره آنها سخنی گفته شده باشد.
8⃣اخلاق با ترس و طمع ساخته نمیشود
جامعه را فقط با نیروی باوراننده، یعنی استدلال و اقناع، میتوان اخلاقی کرد؛ نه با نیروهای وادارنده و نه با نیروهای انگیزاننده.
🔹با پلیس، دادگاه، زندان و تهدید نمیتوان انسان اخلاقی ساخت؛ همانگونه که با وعده پول، مقام و پاداش نیز اخلاق پدید نمیآید.
کسی که فقط از ترس مجازات از کار نادرست پرهیز میکند، الزاماً اخلاقی نشده است. کسی هم که صرفاً به امید پاداش کار خوبی انجام میدهد، هنوز اخلاقی عمل نکرده است.
🔹اخلاقیزیستن از جایی آغاز میشود که انسان نه از سر ترس و نه به طمع پاداش، بلکه به حکم عقل و به سبب قانعشدن، راه درست را انتخاب کند.
🔹میتوان انسان را وادار کرد مطابق قانون رفتار کند؛ اما نمیتوان او را وادار کرد اخلاقی باشد.
اخلاق با زور آغاز نمیشود؛ با عقلانیت، استدلال و اقناع آغاز میشود.
➖ برگرفته از سخنرانی «سیر تحول اخلاق - بهمن 1403» ـ مصطفی ملکیان
@mostafamalekian