📖 داستان درخت و طوفان
پیرمردی در باغ خود دو درخت داشت؛ یکی سرو بلند و محکم، دیگری بید مجنون که شاخههایش در باد میلرزید.
وقتی طوفان بزرگ آمد، پیرمرد نگران بید بود. اما صبح که از خانه بیرون آمد، دید سرو از ریشه کنده شده و بید مجنون سرجایش ایستاده.
به همسایهاش گفت: «چطور ممکن است؟ سرو که محکمتر بود!»
همسایه گفت: «سرو در برابر باد مقاومت کرد و شکست. بید با باد همراه شد و ماند.»
پیرمرد لحظهای فکر کرد و گفت: «پس سختترین آدمها همیشه برنده نیستند. گاهی انعطاف، قویترین نوع قدرت است.»
پیام داستان: انعطافپذیری در برابر سختیهای زندگی، نشانه ضعف نیست؛ نشانه خردمندی است.










