به حسن و خُلق و وفا کس به یارِ ما نرسد
تو تنها کسی هستی که میخواهم تو را بشناسم و دوستت داشته باشم؛ تو را به تمامی، تو را به تمامی. تو تنها کسی هستی که به من کلمه تعارف کردی و برایم نور به ارمغان آوردی؛ پیشاز تو هیچ قلبی نبود که دریچههای نازک خود را به روی آن حروف بیهمتا بگشاید اما تو عظمت کلمات خدا را تاب آوردی. قول ثقیل را که از ملکوتِ عرش الرحمن نازل میشود را به آغوش کشیدی. پیش از تو هیچکس به دختران زندهبهگور شده نمیاندیشید. پیش از تو هیچکس به انسان رنجدیده عصر آخرین نمیاندیشید اما تو در فکر ما بودی؛ بیآنکه باشیم یا آنکه بخواهیم که به ما بیندیشی. مرا تو عاشق کلمه کردی، عاشق خودت و این آیین رحمانی. مرا و هرکه از ابتدای تاریخ ایستاده را، تو به استقامت دعوت کردهای. ما را نور تو به سوی حقیقت میبرد. جهان در میم نام زیبای تو مختصر است و آدمیان همه به یمن لطف و نگاه تو زاده شدهاند؛ حتی اگر ندانند. پس تو را میخوانم در هر تلاوت و خواندنی. تو را میجویم، در ترنم هر نگاه و لبخند و حقیقتی. تو را درک میکنم در هر تپش و هر اشتیاق و تنفسی. تو را میبینم؛ در آرامش و سکینهای که بر أمتت نازل میشود. تو را در مشتهای گرهکرده در برابر ظلم و در دستهای گشودهشده به مهر میبینم. تو از وجود من و ما و همهای، به لَقَدْ جَاءَکُمْ رَسُول قسم. تویی که در آستین سبز ردای نبوّتت، بشارت صلح داری و رحمت برای همهی اهل عالم. ما را در آیین و مسلکت استوار نگهدار؛ چنانکه با طاغوت ستیز کنیم و رسم موّدت با اهل ولاء را خوب به جا آوریم.
@kalamat_ir





