یادمه همیشه لوکیشن تمام سیزده بدرهای خانوادگی، دره عشق و هلن بود و هست اینقدر که گاهی دیگه جذابیت زیاد اون منطقه از شدت تکراری بودن به چشم هام نمیاد!
و نمیدونم چرا حتی یکبارهم توی این همه سال، عمیق به اسمش فکر نکردم!
«دره عشق» میدونین داستانش چیه؟!
داستان دوتا عاشقِ که دو طرف دره زندگی میکردن و برای رسیدن بهم میزنن به آب و موج های آب هیچ وقت دست هاشون رو بهم نرسوند نه دست هاشون رو و نه بدن های بی جونشون رو! اما قلب هاشون بهم رسیده بود اینقدر که بخاطرش خطر کردن اینقدر که هنوز بعد از سالهای سال، اسمش دره عشقِ...
الان که فکر میکنم بیشتر اونجا رو دوست دارم و قول میدم سری بعد که رفتم، به جای تکراری بودنش به این فکر کنم که چقدر دنیای اون دوتا آدم عجیب و حقیقی بود اینکه چقدر اونجا مقدسِ! اینکه چقدر آدم های هم منطقه با من برای عشق و دوست داشتن ارزش قائلن و زنده نگهش میدارن حتی اگر اون آدم ها توی این راه مرده باشن...

