○در علوم شناختی، جهتیابی به عنوان مرحلهای توصیف میشود که طی آن مغز الگوها را بازسازی میکند. اگر کسی نتواند فرضیات خود را بهروز کند، هرچقدر هم سریع تصمیم بگیرد، باز در مسیر اشتباه حرکت خواهد کرد. بوید این فرآیند را نوعی یادگیری در حین تصمیمگیری (Learning in Action) میدانست. یعنی هر چرخهٔ OODA نه فقط یک تصمیم، بلکه فرصتی برای بازتعریف مدل ذهنی است.
■در سازمانها نیز همین اتفاق میافتد. شرکتهایی که پس از هر اقدام، نتایج را تحلیل و خطاها را بازبینی میکنند، در واقع حلقهٔ OODA خود را کامل اجرا میکنند و یادگیری سازمانی را درون تصمیماتشان تزریق میکنند. این نوع بازخورد پیوسته (Feedback Loop) باعث میشود هر چرخه نسبت به قبلی دقیقتر و کوتاهتر شود. در نهایت، چنین سازمانی نهتنها سریعتر تصمیم میگیرد، بلکه از اشتباهاتش نیز سریعتر عبور میکند.
□یکی از حوزههایی که OODA بیشترین کاربرد را دارد، مدیریت بحران (Crisis Management) است. در موقعیتهایی مانند زلزله، بحران مالی، یا تهدید سایبری، هیچکس زمان کافی برای تحلیل کامل دادهها ندارد. در این شرایط، مدلهای سنتی تصمیمگیری، که نیازمند ساختار و زمان هستند، ناکارآمد میشوند.
●چرخهٔ OODA به مدیران اجازه میدهد در محیطهای پرابهام، مسیر واکنش خود را سریعتر تنظیم کنند. در مرحلهٔ مشاهده، دادههای اولیه جمعآوری میشوند؛ در جهتیابی، از تجربه و شهود برای تفسیر آنها استفاده میشود؛ سپس تصمیم اولیه اتخاذ میگردد و عمل اجرا میشود. اما نکتهٔ کلیدی در OODA این است که هر عمل بلافاصله وارد چرخهٔ تازهای از مشاهده و اصلاح میشود.
○به همین دلیل، این مدل برای حوزههایی مانند پزشکی اورژانس، مدیریت عملیات نظامی، امدادرسانی، و حتی سیاست عمومی کاربرد دارد. بهجای انتظار برای اطلاعات کامل، تصمیمگیرنده با فرض ناقص بودن دادهها، عمل میکند و همزمان با مشاهدهٔ نتایج، تصمیمش را بهروز میکند. به زبان سادهتر: OODA به جای قطعیت، بر انطباق تکیه دارد.
■اگرچه OODA بر سرعت و واکنش سریع تأکید دارد، اما یکی از بزرگترین خطرها در اجرای آن، بسته شدن چرخه است. این حالت زمانی رخ میدهد که سازمان فقط دادههایی را مشاهده میکند که با باورهایش سازگار است، یا تفسیرهایش را از پیش تعیین کرده است. در این وضعیت، مرحلهٔ «جهتیابی» به جای تطبیق، به تثبیت تبدیل میشود. این خطا در سیاست، رسانه و حتی علم هم دیده میشود. وقتی نظامی تصمیمگیرنده فقط اطلاعات تأییدکنندهٔ پیشفرضهای خود را میبیند، چرخهٔ یادگیری متوقف میشود. در واقع، سرعت ظاهری تصمیمگیری ممکن است به پوششی برای خطای شناختی تبدیل شود.
□بوید هشدار داده بود که هر چرخهٔ OODA باید با باز بودن ذهن (Openness) همراه باشد؛ یعنی آمادهٔ بازنگری در فرضیات و حتی در ارزشهای اصلی خود باشد. از دید او، قدرت واقعی در سرعت نیست، بلکه در توانایی شککردن به دانستههای خود است. بنابراین، اجرای موفق OODA در هر مقیاسی نیازمند «فرهنگ بازخورد» است؛ فرهنگی که در آن اشتباه نه نشانهٔ ضعف، بلکه ابزار رشد تلقی شود.
●جان بوید در واپسین سالهای زندگیاش، OODA را دیگر فقط مدل جنگی نمیدانست، بلکه آن را نوعی فلسفهٔ زیستن میدید. از نظر او، هر انسان در طول زندگی در هزاران چرخهٔ تصمیمگیری قرار میگیرد، و بقای فکری و اخلاقیاش به توانایی یادگیری مداوم وابسته است.
○او میگفت: «اگر جهان را همانگونه که هست نبینی، نه میتوانی تصمیم درستی بگیری و نه میتوانی در مسیر رشد بمانی.» از این دیدگاه، OODA بهنوعی دعوت به آگاهی دائم (Perpetual Awareness) است: تماشای دقیق جهان، بازبینی ذهن، و عمل بر اساس درک تازه.
منبع: سایت یک پزشک. خلاصه شده
T.me/justTuesday
Telegram
سه شنبه های توسعه
پایگاهی برای طرح دیدگاه های علمی در خصوص توسعه کسب و کار ها و برگزاری نشست های دوره ای با کارآفرینان و صاحب نظران
ویژه دانشجویان درسهای ایده پردازی و توسعه فرصت های کارآفرینی و سایر علاقه مندان به مباحث توسعه سازمانی

2October 18, 2025 305 3