«مشکلی برای تأمین ارز نداریم»
بسنت از «روز دی اقتصادی» و بزرگترین حمله مالی به ایران میگوید!
▪️رئیسکل بانک مرکزی، امروز گفت آمریکا در حال حرکت به سمت «تحریم صددرصدی» است، اما ایران برای تأمین ارز مشکلی ندارد و افزایش فاصله نرخهای ارز را نیز موقتی دانست. او همچنین تأکید کرد تحریم بیشتری برای اعمال علیه ایران باقی نمانده و نسبت به آینده اقتصاد خوشبین است.
▪️اما درست در همان روز، اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، در مقالهای در فایننشالتایمز از چیزی سخن گفته که اگر عملی شود، اساساً میتواند معنای حرف «مشکلی برای تأمین ارز نداریم» را به چالش بکشد: «روز دی اقتصادی»؛ کارزاری برای قطع شریانهای مالی و اقتصادی ایران و منزوی کردن کشورهایی که همچنان با تهران همکاری میکنند. بسنت از این کارزار بهعنوان اقدامی بسیار گسترده برای فشار مالی بر ایران یاد کرده و هشدار داده کشورهایی که به همکاری اقتصادی با تهران ادامه دهند، ممکن است با هزینه و فشار بیشتری روبهرو شوند.
▫️اما «D-Day» در اصل یک اصطلاح اقتصادی نیست. D-Day نام روز ششم ژوئن ۱۹۴۴، یعنی آغاز عملیات بزرگ متفقین در نرماندی در جنگ جهانی دوم است؛ عملیاتی که یکی از نقاط عطف جنگ علیه آلمان نازی بود. بعدها این اصطلاح در ادبیات سیاسی و نظامی بهصورت استعاری برای «روز آغاز یک عملیات بزرگ و تعیینکننده» به کار رفت. بنابراین وقتی بسنت از Economic D-Day سخن میگوید، منظور یک روز تعطیل یا مناسبت رسمی نیست؛ منظور یک کارزار گسترده و هماهنگ اقتصادی است. برای همین، تعبیر دقیقتر در اینجا «کارزار موسوم به روز دی اقتصادی» است.
▫️اینجا دقیقاً همان نقطهای است که باید میان «امکان تأمین ارز» و «هزینه تأمین ارز» تفاوت گذاشت. ممکن است بانک مرکزی امروز بتواند ارز مورد نیاز بخشی از اقتصاد را تأمین کند؛ اما اگر آمریکا فشار را از خود ایران به بانکها، شرکتها، خریداران نفت، واسطهها، شبکههای پرداخت و حتی کشورهای طرف معامله با ایران گسترش دهد، مسئله فقط کمبود دلار نیست؛ مسئله افزایش هزینه، ریسک و زمان دسترسی به منابع ارزی است.
▫️تحریم هم یک کلید صفر و یک نیست که یا «صددرصد» باشد یا نباشد. حتی بدون وضع یک تحریم کاملاً جدید، میتوان اجرای تحریمهای موجود را سختتر کرد، واسطهها را هدف گرفت، کانالهای پرداخت را بست و تحریمهای ثانویه را گسترش داد. بنابراین جمله «تحریم دیگری باقی نمانده» از نظر اقتصادی چندان اطمینانبخش نیست. تحریم میتواند همان تحریم قبلی باشد، اما با هزینهای چند برابر.
▫️از سوی دیگر، اگر این فشار مالی با تنش سیاسی و احتمال درگیری نظامی با آمریکا همراه شود، داستان بسیار خطرناکتر خواهد شد. اقتصاد ایران در چنین شرایطی با یک شوک چندلایه مواجه میشود: فشار بر صادرات نفت، دشوارتر شدن انتقال پول، افزایش هزینه واردات، فرار سرمایه، افزایش انتظارات تورمی و تشدید فشار بر ریال. در اقتصاد، «ریسک جنگ» خودش یک متغیر اقتصادی است؛ حتی قبل از شلیک اولین گلوله، سرمایهگذار و فعال اقتصادی رفتار خود را تغییر میدهد.
▫️در چنین شرایطی، گفتن اینکه «تحریم بیشتری باقی نمانده» کمی شبیه این است که کسی وسط سیل بایستد و بگوید: آب از این بیشتر که نمیتواند بالا بیاید! اتفاقاً مشکل اقتصاد ایران همین نگاه است: بهجای اینکه بپرسیم «اگر فشار بیشتر شد چه میکنیم؟»، مدام تلاش میکنیم ثابت کنیم «فشار بیشتری امکانپذیر نیست».
✔️ طنز تلخ ماجرا اینجاست:
همتی میگوید فاصله نرخ ارز موقتی است؛ بسنت میگوید قرار است شریانهای اقتصادی ایران هدف قرار گیرد. یکی از آرامش بازار حرف میزند و دیگری از تهاجم مالی. بازار ارز اما نه به خوشبینی این طرف گوش میدهد و نه به تهدید آن طرف؛ بازار فقط یک سؤال دارد: فردای این تنش، دلار را از کجا و با چه هزینهای باید آورد؟
▫️و اینجاست که باید از خوشبینی عبور کرد و به اصل ماجرا رسید. با این اقتصاد سیاسیِ مبتنی بر تنش دائمی، تحریم، نااطمینانی و خطر جنگ، مسئله فقط «فروپاشی یا عدم فروپاشی» اقتصاد نیست. اقتصاد میتواند سالها روی پا بماند، اما همزمان قدرت خرید مردم، سرمایهگذاری، تولید و اعتماد عمومی فرسوده شود.
▪️اگر قرار باشد تنش با آمریکا ادامه پیدا کند و همزمان واشنگتن واقعاً به سمت چنین کارزار مالی گستردهای حرکت کند، طبیعی است که اوضاع میتواند بهمراتب بدتر از وضعیت فعلی شود. نه لزوماً یکشبه و با یک انفجار اقتصادی، بلکه به شکل فرسایشی: دلار گرانتر، سرمایه کمتر، تولید پرهزینهتر، تورم ماندگارتر و افق آینده مبهمتر.
🔚 حال سؤال بسیار مهمتر این است:
چند سال دیگر قرار است اقتصاد کشور برای اثبات اینکه هنوز فرو نپاشیده، هزینه فروپاشی تدریجی قدرت خرید، سرمایهگذاری و اعتماد مردم را بپردازد؟
#حمید_آصفی
•جوش دریا•

