شعرخوانی شاعر توانا سرکار خانم #فرشتهغنیپور(از اعضای کانال) در دومین همایش شاعران معاصر ایران شهریورماه ۱۴۰۵ شیراز
سالها رفتهای ولی چشمم
سمت جاده به بغض زنجیر است
انتظار بغلکشیدنهات
باز دلکوبهای نفسگیر است
رفتنت باورم نخواهدشد
مرگ انکار برگ پژمردهاست
چنگ بر خاطرات مرده زدن
آخرین ریسمان افسردهاست
لکنت شعر گفتنم بی تو
هزیان ِ سکوت ِ تبدارم
میگریزد ترانه از کاغذ
میدهد ناسزا به خودکارم
حسوحالی برای ماندن نیست
پای تیزی برای رفتن هم
مثل گیسوی بید سرگردان
میدهم تن به باد نامحرم
از چروک ملافهام دوری
دورِ دلبستگی غزل زا نیست
شرجی بالشم نفسگیر است
فاصله یک شکم بغل زا نیست
وقت ِ دل کندن و بریدنهات
باز هم قول آمدن دادی
سوی چشمم به جادهها سایید
طعم هرگز به خورد زن دادی
کوچه کوچه به جستجو مشغول
من خود آزاریم ،نهایت ،غول
تو ولی بی خیال این مجنون
استکان ، استکان ،شعف، شنگول
استکان استکان تکانم ده
تاب آوردهام توانم ده
زندگی نه به مرگ لب زدهام
پادزهری بریز جانم ده
@jorenoosh
September 3, 2026 57 3