jorenoosh کاروان رفته‌ست امّا ساربان جا مانده‌است صحبتم ناگفته… — جرعه‌نوش — TG.ME

@jorenoosh

کاروان رفته‌ست امّا ساربان جا مانده‌است
صحبتم ناگفته رفته‌ست و زبان جا مانده‌است

عقل در گِل ماند و دلشوره وزید و دل گریخت
کشتی از هول و وَلایِ بادبان جا مانده‌است

بر خلاف وعده،چاقو دستۀ خود را بُرید!
شاهدش در گردۀ سروِ جوان جا مانده‌است

پس کجا جوینده یابنده‌ست؟ نزد ما که نیست!
سوزن ما باز هم در کاهدان جا مانده‌است

گرچه می‌گفتند:روزی هر چه باشد،می‌رسد
سفره انگار از شتابِ نان‌رسان جا مانده‌است

از همان روزی که گفتی:حق به حق‌دارش رسید
دست‌رنج ما به جیب این و آن جا مانده‌است

هرکه را بالانشین کردیم،مُنکِر شد ولی
ردّ پا بر دست‌های نردبان جا مانده‌است

پینه‌های شانۀ ما را چه فرقی می‌کند؟
صد ستمگر رفته و تخت روان جا مانده‌است

دخمۀ ما بی‌فروغ است از حصار برج‌ها
آفتاب انگار روی سایه‌بان جا مانده‌است

در جهان جز پهنۀ اُتراق ما هم طعمه هست
ای زمین‌خواران ببینید! آسمان جا مانده‌است...

دزد را گردن زدند و پشت سیلوها هنوز
ردّ گندم روی دوش پاسبان جا مانده‌است!.

#مرتضی‌فاتحی‌نسب
September 4, 2026 42 2