در اساطیر یونانی. زمانی که یکی از انسان ها یا خرده خدایان بر علیه خدایان بزرگتر مثل زئوس شورش میکرد، خدایان اونو تنبیه میکردن. در اکثر این تنبیه های مشقت بار که سرنوشت اونو برای همیشه تغییر میداد رد پایی از میل وجود داره. یعنی خدایان انسان های خاطی رو میلورز میکردن. به عنوان مثال سیزوف وقتی شورش کرد زئوس اونو محکوم کرد که یه تخت سنگ رو به دوش بگیره و تا قلهی کوه ببره. اما وقتی سیزوف به قله میرسید سنگ از دوشش میافتاد و به دامنه کوه غلت میخورد. سیزوف دوباره سنگ رو به دوش میکشید و به سمت قله میرفت. اما دوباره در قلهی کوه سنگ میغلتید و به پایین میاومد. این یعنی چی؟ یعنی رانه! یعنی تنبیه سیزوف سرگردانی تا ابد در چرخه ای از میل و رانه بود. تکراری بی توقف. با هدفی دست نیافتنی. ابژهای بیمعنا. بدنی استثمار شده.... همین در اورفئوس هم هست. زمانی که برای پس گرفتن همسرش از خدای مرگ به اعماق زمین میره. خدای مرگ بهش میگه باشه. زنت رو ببر. ولی تا برسی به بالا برنگرد و بهش نگاه نکن. در واقع اورفئوس رو میلورز میکنه. و اورفئوس نمیتونه میلش رو مهار کنه و برمیگرده و زنش رو میبینه و زنش سنگ میشه. همین در نارسیس هم هست. وقتی خدایان نفرینش میکنن عاشق خودش میشه (وجه استمنایی رانه ها) و هرگز نمیتونه از خیره شدن به خودش چشم برداره... میل نفرین خدایان برای انسان بود. و رانه ها سرگردانی انسان در امیالش.... چی میشه که انسان رها میشه؟ لکان میگوید: مرگ! بزرگ ترین ارگاسم انسان است....
در اساطیر یونانی. زمانی که یکی از انسان ها یا خرده خدایان بر علیه… — la bohème — TG.ME
Forwarded fromکلافات
August 23, 2026 99 1