خونی که من دارم به رگ،رنگی اگر دارم به تن
رنگش زنم لبهای تو،مانند عشقی به وطن
خورشیدِ برق چشم تو، هوای شرق نَفَس تو
از ماه مرا دارم بزن،جز عشق کنم هوس تو
گرمای کوره ی تنت، پشت آن مرز پیرهنت
یخ زده استخوان من، از قطب دورِ دیدنت
آبی بپوش و من سفید تا که شم آویزان تو
وای از عروض شانه ات، ابرم به آسمان تو
آسمان خراش قامتش، صدای مثل ساز او
گوشم تماماً مال او،نازم به سروناز او
حتی اگر آهو شوم،مُشکین دشت تو شوم
عطرم نشه رضای تو،فدای عطر او شوم
ع.م
1August 16, 2026 76 2