«پیکمالیون و گالاتیا» — ژان-لئون ژروم
پیکمالیون، مجسمهسازی بود که از زنان واقعی ناامید شده بود و تصمیم گرفت زنی ایدهآل از سنگ بسازد.
اما کمکم عاشق ساختهی خودش شد.
او هر روز مجسمه را میدید، با آن حرف میزد و برایش هدیه میآورد؛ تا جایی که از آفرودیت، الههی عشق، خواست به مجسمه جان ببخشد.
آفرودیت خواستهاش را پذیرفت و سنگ به انسان تبدیل شد.
این نقاشی لحظهای را نشان میدهد که گالاتیا، مجسمهی محبوب پیکمالیون، در حال تبدیل شدن به انسانی زنده است.
داستانش دربارهی عشق، آفرینش و مرز باریک میان چیزی که میسازیم و چیزی که عاشقش میشویم است.
Pygmalion and Galatea, c| 1890 |☁️
@itGallery




