#استراتژی_سیاسی
💢تأملی بر راهبرد پیروزی ایران در روزهای سرد جنگ با آمریکا
1️⃣هنوز هم «نسبت قدرت» چارچوب اصلی مناسبات نظامی و سیاسی را دیکته میکند؛ جایی که قدرتهای هژمون ذاتاً تهاجمی عمل کرده و قدرتهای متوسط را به سمت دفاعِ مبتنی بر بقا سوق میدهند. با این حال، تقلیل پویاییهای این تقابل صرفاً به روابط قدرت، خطایی تحلیلی است، چرا که منطق حاکم بر بازیگران بزرگ تهاجم کنترلشده و منطق بازیگران کوچکتر بازدارندگی تدافعی است. بنابراین، انتظار اینکه کشوری با دکترین رسمی دفاعی، به تهاجم تمامعیار روی آورد، نادرست است. واشنگتن نیز نه به دنبال جنگ بیپایان و گرانقیمت، بلکه به دنبال کسب پیروزی با حداقل هزینه و حفظ حیثیت است. او محاسبهای سهجانبه دارد: شناسایی عرصههایی که بیشترین هزینه را به او تحمیل میکنند، یافتن راههای کاهش این هزینهها، و تعیین حد تحمل فشار برای طرف مقابل تا زمانی که کارآمدی نمایشهای نظامیاش در سایهٔ جدی گرفته نشدن توسط حریف، کاهش نیابد.
2️⃣باور به انصراف آمریکا از مقابله با ایران حتی در سایهٔ مذاکره، خوشبینانه است، زیرا راهبرد ایالات متحده در لیگی متفاوتی از بازی است؛ لیگی که محور آن مدیریت منابع حیاتی، تسلط بر تنگنه های راهبردی و مهار رقبای استراتژیک است. پرونده هستهای در این میان ابزاری فراتر از یک مسئله فنی است و تداوم فشارها تا زمانی ادامه خواهد داشت که تهران نشان دهد از مقاومت دست نخواهد کشید. اگرچه چین و روسیه نقش تعادلبخشی دارند، اما حمایت آنها نه به اندازهای است که ایران را پیروز میدان کند و نه آنقدر محدود که اجازه شکست کامل تهران را بدهد. خطر اصلی زمانی رخ میدهد که مسکو و پکن نیز از تداوم این وضعیت متضرر شوند؛ در آن صورت، آمریکا ممکن است با پیچیده کردن بازی، آنها را ترغیب کند تا خودشان بر ایران فشار بیاورند تا با واشنگتن توافق کنند که البته گزینه زودهنگامی نیست.
3️⃣در این میدان، «راهبرد» بر «قدرت خام» اولویت دارد و حتی قدرت بزرگ نیز نباید وارد بازی تهاجمیِ صرف شود. راهبرد اصلی واشنگتن در فاز کنونی، کاهش هزینههای مستقیم و خارج کردن برگهای برنده ایران از بازی است. نخستین و کلیدیترین این برگها، «تنگه هرمز» است که آمریکا تلاش دارد کنترل مؤثر آن را از تهران سلب کند. برای این منظور، واشنگتن بر ظرفیتهای کشورهای عربی منطقه حساب ویژهای باز کرده است؛ کشورهایی که تمایل دارند بدون درگیری مستقیم و خونین با ایران، به مهار نفوذ آن بپردازند. آمریکا محاسبه کرده که میتواند با سپردن بخشی از بارِ مهار به همسایگان عرب، هزینههای خود را کاهش داده و در عین حال، ساختار جدیدی از نظم منطقهای را شکل دهد. این رویکرد نشان میدهد که فضای کنونی، ترکیبی پیچیده از جنگ سرد و گرم نیست، بلکه عرصهای برای کشاکش راهبردهای چندلایه با محوریت مدیریت هزینهها، ادراک تهدید و بسیج بازیگران منطقهای است. پیمان های امنیتی نیز در این چارچوب قابل تحلیل اند!
4️⃣پیروزی ایران در این روزهای حساس، نه از طریق شکست نظامی مطلق دشمن، بلکه از طریق اجبارِ منطقیِ او به پذیرش پایان درگیری محقق میشود. این فرآیند از طریق لایهبرداریهای متعدد از ابعاد مختلف قدرت آمریکا صورت میگیرد: خدشهدار شدن عمیق حیثیت ژئوپلیتیک، اثبات عملیاتی ناکارآمدی سلاحهای استراتژیک، و نشان دادن شکست در دستیابی به اهداف کلان. هدف، نابودی فیزیکی نیروها نیست، بلکه ایجاد یک زنجیره هزینههای متراکم و غیرقابلتحمل است. بازیگران بزرگ اگر وارد بازی حیثیتی نشوند از جنگ خارج می شوند تا دیر نشود! ب درک این لایههای پنهان، کلید پیشبینی دقیقتر تحولات آینده و طراحی راهبردهای موثر برای ایران است. پس پیروزی الزاماً به معنای شکست کامل طرف مقابل نیست.
@irdiplomat
September 4, 2026 66 2