پردهای نازک بر روی حقیقت
[روایتی کوتاه از یک جهش ناقص در معماری ایران]
علی دارابزاد
تازهترین نوشته علی دارابزاد، مسئله ورود معماری مدرن به ایران را از منظر شکاف میان منطق انتقادی مدرنیته و دریافت صوری آن در بستری متفاوت بررسی میکند.
دارابزاد با تاکید بر خصلت انتقادی مدرنیته و با ارجاع به خوانش هیلده هاینن و هال فاستر، مدرنیسم را نه مجموعهای از فرمهای تازه، بلکه فرایندی تاریخی و اجتماعی میداند که در پیوند با نقد، نظریه و دگرگونی فرهنگی شکل گرفته است. از این منظر، او استدلال میکند که در ایران، آنچه بیش از منطق فکری و انتقادی مدرنیته مجال ظهور یافت، سیمای بیرونی و دستاوردهای فرمال و اجرایی آن بود؛ شکافی که به وضعیتی مبهم و ناپایدار در معماری معاصر ایران انجامیده است.
دارابزاد در ادامه، این بحران را فرصتی برای بازاندیشی در بنیانهای نظری معماری ایران میداند و بر ضرورت شکلگیری فرهنگ نقد، نوشتن و نظریهپردازی، بهویژه در پیوند میان دانشگاه و حرفه، تاکید میکند.
https://iranian-architect.ir/reading-0165
@iranian_architect