مُداخِلات: post #667 — TG.ME

یک کتاب ستودنی و یک نویسنده ستودنی‌تر
پرویز اجلالی

کتاب پزشگی اجتماعی نوشته دکتر ونوشه بحرانی(ونوشه درگویش مازندرانی یعنی بنفشه) دکتر متخصص داخلی و فرزند دکتر حسین بحرانی همکار جامعه‌شناس ما است. وی هیچگاه مطب نداشته و فقط گاه در جنوب شهر تهران در درمانگاهی بیمار پذیرفته است. اما از زمان کرونا به این طرف پیوسته در شهرستان زاهدان به درمان پزشکی و حمایت اجتماعی از مردم محروم آن منطقه پرداخته است و با جلب همکاری مردم خیر خانه‌ای را در آنجا به ارائه خدمات پزشکی و اجتماعی به مردم اختصاص داده است.

خاطرات او از شرایط زیست مردم محروم آن حوالی واقعا خواندنی است. درمقدمه کتاب اشاره کوتاهی به تجربیات خود در این مورد دارد. اما کتاب به غیر از این مقدمه از پنج مقاله مهم که پزشکی را به شرایط زندگی مردم و جامعه‌شناسی پیوند می‌زند، تشکیل شده است.

مقاله اول تحت عنوان "خاستگاه اجتماعی بیماری‌ها: تاریخی فراموش شده" نوشته هاوارد وایتزکین(۱۹۸۱) از مجله بین‌المللی خدمات پزشکی نقل شده است.

مقاله دوم با نام "دیدگاه مارکسیستی در زمینه مراقبت‌های پزشکی" نیز از همین نویسنده است.

مقاله بعدی تحت عنوان "پزشکی اجتماعی از دیروز تا امرور: درس‌هایی از آمریکای لاتین" بررسی جامع تاریخی و مفهومی پزشکی اجتماعی در امریکای لاتین توسط چهار متخصص این حوزه است که از مجله بهداشت عمومی اکتبر ۲۰۰۲ نقل شده. درابن مقاله به وضعیت پزشکی اجتماعی درآرژانتبن،برزبل،شیلی،کلمبیا، کوبا ، اکوادور و مکزیک پرداخته شده است.
مقاله چهارم کتاب با نام سلامتی، مراقبت‌های بهداشتی و سرمایه‌داری اثر کالین لیز از مجله socialist regist ۲۰۱۰ برگرفته شده است. این مقاله به خوبی نشان می‌دهد که چگونه بحران‌های سرمایه‌داری بر سلامت مردم اثر می‌گذارند.

سرانجام مقاله آخر که نوشته‌ای تاریخی است با عنوان "درباره پزشکی انقلابی" نوشته ارنستو چه گوارا که خطاب به کوشندگان انقلاب کوبا در سال۱۹۶۰ مننشر شده است که در آن بر افتخار خدمت به مردم ناکید شده است.

همه این مقاله‌ها درباره پزشکی است آن طور که باید باشد نه پزشکی که پزشکانش در۹ ماه سال مریض ها سرکیسه می‌کنند تا سه ماه تابستان را در اروپا و آمریکا خوش بگذرانند و همواره از نرخ ویزیت پایین و گرانی هزینه زندگی شکایت دارند و هیچگاه از قسمت‌های مرفه شهرها پایین‌تر نمی‌آیند. گردآورنده و مترجم کناب نیز نمونه کامل فکری است که درکتاب مطرح می‌شود یک پزشک واقعی که عمرش راصرف مردمش می‌کند.

نویسنده در صفحه تقدیم نوشته است:

ابراهیم را در یکی از شب‌های اوایل پاییز گذشته، در خانه‌اش، در حاشیه‌ی زاهدان، جایی که خانه‌ها تمام می‌شدند و آن طرف‌ترش هیچ نبود ملاقات کردم. تنش از ابتلا به دیابتی چندین ساله رنجور و ناتوان بود. قول دادم و قول گرفتم درمان شود، خوب شود. دو ماه بعد، در یکی از شب‌های آخر پاییز، خبر مرگش را شنیدم. قلبم مجروح شد و هرگز بهبود نیافت. ابراهیم 26 ساله از فقر بیمار شد، در فقر رنج بیماری کشید و به دلیل فقر جان داد، که اگر در زمان و مکان و طبقه‌ی متقاوتی به دنیا آمده بود، حال زنده بود، سال‌ها زندگی می‌کرد و بالیدن سه فرزندش را خود شاهد بود.

تقدیم به نام و یاد ابراهیم و ابراهیم‌ها

لینک این معرفی در [سایت انجمن جامعه‌شناسی ایران]

#انجمن_جامعه‌شناسی_ایران
@iran_sociology
May 18, 2026 432 7