این سرگذشت کودکی است که به سرانگشت پا دستش به شاخه ی هیچ آرزویی… — حکایت و داستان های آموزنده — TG.ME

⁨ این سرگذشت کودکی است که به سرانگشت پا
دستش به شاخه ی هیچ آرزویی نرسید...
💔
کودکی که در سادگی دشت ها و کوه و‌کمرهای آبادی غریبش به دنیا آمد و از همان کودکی سرش بی کلاه ماند و هیچ چیز عطش روح تشنه اش را سیراب نکرد، نه پوشیدن ردای تحصیل حوزه علمیه، نه سیمرغ حایزه بازیگری نه تندیس شاعر برتر سال ...
او به شیوه خودش قلب ها را فتح کرد تا حتی مثل امروزی که قرار است به بهانه ی تولدش پستی را نشر دهیم، معلوم‌نشود درباره ی کدام حسین پناهی حرف میزنیم؛
حسین‌پناهی بازیگر ،که همیشه نقش مجنون قصه را بازی میکرد
حسین‌پناهی شاعر که محموعه شعرهایش جهانی دارد غریب
حسین‌پناهی نویسنده که نمایش نامه هایش حرف هر روز آدم است
حسین پناهی فیلسوف که جهان را هم نگاه بهلول و دیوژن بود و جهان را به هیچ هم حساب نمی آورد...
حسین‌پناهی تنها انسانی بود که در این زمانه ی رونق نقاب ها
توانست خودِ خودِخودش باشد و این زیباترین هنر او‌بود
🎬به خاطره ی حسین پناهی
( ۶ شهریور ۱۳۳۵ – ۱۳۸۳)


🍃 @infostorie 🍃
👍15
August 29, 2026 1.5K 6