نمیدونم فعلا .١/شهریور ــ از دست دادم و شکستم و از همه چیز بریدم و بار ها فرو ریختم و مهجور و مهموم به جای خود نشستم. چای مینوشم. از روز شما چه خبر؟١/شهریورــمیایستد روبهروی پنجرهمیگذارد مرگ از دهانش پایین برودبچرخد در سَرسرای سینهاششیر خون را باز بُگذاردیادش برودـروبه روی پنجرهدست میکشد به موهایش؛میگوید:پریدن...ربطی به بال نداردقلب میخواهد. گروس عبدالملکیانt.me/IDK_Currently/40172Translate5August 23, 2025 94