پرسش: 👇👇👇👇👇 سلام شیخ. عرض ادب من اخیرا کتاب نص و تفسیر آقای مدرسی رو مطالعه کردم، و از اونجایی که شما چندتا یادداشت راجعبه این کتاب نوشته بودین میخواستم چندتا سوال راجع به ابهاماتی که برام پیش اومده بپرسم ازتون. اول اینکه خود آقای مدرسی ادعا و سعی دارن تا اسلوب و چهارچوب فقهی از روایاتی که به امام صادق منسوب هست استخراج کنند. و چندتا ابعاد از روش ایشون ذکر میکنن؛ مثلا التزام به نص قرآن، اقتدا به سنت پیامبر و تفسیر امام علی، نهی از رای و قیاس به شیوهای که در آن زمان رایج بود، توجه به عرف اون زمان و نکات دیگر. ولی با این حال هنوز برای من این چهارچوب – یا اگه بخوام دقیقتر بگم – این اصول تفسیری برام دقیق مشخص نشده که چطور میشه برای مسائل مستحدثه حکم فقهی صادر کرد. اصولا آقای مدرسی در این کتاب سعی داشته همچین اصول تفسیری رو استخراج بکنه یا نه؟ دوم اینکه، عمده احادیثی که آقای مدرسی اوردن مربوط به احکام اجتماعی و حقوقی است که بین افراد جریان داره. (با صرف نظر از این نکته که امروزه خیلی از احکامی که دربارهش حدیث داریم امروزه قابل اجرا نیستن) برداشتی که من کردم ظاهرا در زمان امام صادق نظامهای حقوقی متفاوتی بود و افراد اختیار داشتن تا بر سر این حقوق پیش فقیهان مختلف برن. با فرض صحیح بودن برداشت من، میشه در امروز یک نظام حقوقی تصور کرد که قوانین مدرن و سکولار رو به طور کلی بر همه جاری بدونه ولی این امتیاز رو برای جماعت شیعه قائل بشه که دعواهای حقوقیشون رو بتونن در یک دادگاه خاصی بر طبق قوانین فقهی خودشون انجام بدن؟ آیا میشه چنین تفسیری موجهه؟ و میشه با مفاهیم ولی امر(حاکم حکومت اسلامی)، دارالاسلام و چنین چیزهایی تطبیق داد؟ سوال سومم اینه که آقای مدرسی ذیل بحث متعه یک تمایزی بین "تحریم" و "ممنوعیت" میگذاره. میخواستم بدونم اینکه حاکم شرع یک امری رو ممنوع کنه به نوعی معادل با این نیست که همون امر رو حرام کرده؟ یک توجیهی که آقای مدرسی اورده اینه که امر حرام بنا به حدیث پیامبر حرام ابدیه، ولی امر ممنوع بنا به مصالح اجتماعی اعمال میشه. من این تمایز رو متوجه نمیشم و بنظرم معنادار نیست. اینکه یک امری حلاله ولی بخاطر مصالح اون رو ممنوع میکنیم چه تفاوتی داره با اینکه اون رو حرام کنیم؟ و اینکه این مصلحتها با چه معیار و ترازویی باید سنجیده بشن رو هم مطلقا کتاب دربارهاش سخنی نگفته.
1