Forwarded fromأهل الهوبَرَه
تفسیرِ معاصرانه، برای آشنایی با ادبیاتِ تفسیری و معرفت نسبت به گزیدهای از آراءِ مفسّرانِ سابق سودمند است؛ اما، در تفسیرِ معاصرانهیِ نصر و همکاران، ترجیحِ بلامرجّح مشهود است؛ مفسّران مشخّص نکرده اند چرا در آیهای خاصّ رجوع به یک تفسیرِ سنّتی مقدّم بر تفسیرِ دیگر است؟ مثلاً چرا باید در (۳/۶۸) از ابنِ کثیر شاهد آورد و در (۳/۶۹) از فخرِ رازی؟! تقدّمِ یکی بر دیگری چه دلیلی دارد؟ منطقِ گزینشِ آراء از بینِ متونِ تفسیریِ متقدّمان/تفسیرهای سنّتی، معلوم نیست. ترجمهی إنشاءالله رحمتی هم در کیفیتِ بدی چاپ شده است؛ معلوم نیست که چرا تفسیرِ تکجلدیِ گزیدهوار که قرار بوده است متنی همراه و راهنما باشد برای مسلمانان باشد، بههدفِ آشناییِ اجمالی با قرآن و مرورِ ادبیاتِ تفسیری، در نسخهی فارسی تبدیل به ۸-۹ جلد شده است؟!
4August 21, 2026 305 5