پیش از آنکه لوور به مشهورترین موزه جهان تبدیل شود، یک کاخ بود؛ کاخی که قرنها پادشاهان، امپراتورها، وزیران و درباریان در راهروهای آن قدم زده بودند.
در میان این معماری عظیم، در بال ریشلیو، مجموعهای از تالارها باقی مانده که گویی زمان در آنها متوقف شده است: آپارتمانهای ناپلئون سوم.
این آپارتمانها در فاصله سالهای ۱۸۵۸ تا ۱۸۶۱ برای وزیر دولت ناپلئون سوم ساخته شدند و امروز یکی از خیرهکنندهترین نمونههای تجمل امپراتوری دوم فرانسه به شمار میروند.
با ورود به سالن بزرگ، نخستین چیزی که نگاه را به خود میکشد، انفجاری از طلا، کریستال و رنگ سرخ است؛ دیوارهایی پوشیده از تزئینات طلایی، پردههای زرشکی، مبلمان چوب طلایی، تزئینات مجسمهوار و سقفی نقاشیشده که تاریخ ساخت و گسترش لوور را از فرانسوا اول تا ناپلئون سوم روایت میکند.
و در مرکز این شکوه، لوستری عظیم و باشکوه آویزان است که سه تُن وزن دارد؛ گویی تکهای از آسمان را با هزاران انعکاس نور و کریستال به سقف بستهاند. این لوستر، یکی از نمادهای آشکار تجمل بیپروای دوران امپراتوری دوم است.
ارتفاع سالن بیش از ده متر است و تزئینات آن چنان فراواناند که تقریباً هیچ سطحی از نگاه پنهان نمیماند؛ آمورها، کاریاتیدها، اطلسها، گلها و نقشهای تزئینی، همه در خدمت نمایش قدرت و شکوه قرار گرفتهاند.
اما اینجا تنها یک سالن برای تماشا نبود.
موسیقیدانان در جایگاهی بالای گذرگاه مینشستند و در هنگام جشن، سالن میتوانست به یک تئاتر باشکوه برای نزدیک به ۲۰۰ مهمان تبدیل شود. در کنار آن، سالن غذاخوری عظیم، میزبان ضیافتهایی بود که در آنها تجمل به بخشی از نمایش قدرت تبدیل میشد.
گویی معمار، هکتور لوفوئل، در اینجا خواسته بود یک اتاق نسازد؛ بلکه رؤیایی از قدرت را در قالب معماری مجسم کند.
امروز، وقتی از میان این تالارها عبور میکنیم، دیگر صدای موسیقی، گفتوگوی اشراف و صدای جامهای کریستال را نمیشنویم؛ اما طلا هنوز میدرخشد، کریستال هنوز نور را میشکند و آن لوستر سهتنی همچنان بر فراز سالن آویزان است.
زمان گذشته است، امپراتوری سقوط کرده، اما صحنه هنوز باقی است.
و شاید همین است جادوی لوور:
جایی که تاریخ فقط در کتابها روایت نمیشود؛
در طلا، در نور، در معماری و در سکوت اتاقها هنوز نفس میکشد.
@HONARBARTTAR
