《 فیزیکِ ارسطو ، بخش سوم 》
ارسطو طبیعت را بهعنوان مبدأ درونی حرکت و سکون موجودات طبیعی تعریف میکند؛ بنابراین موجود طبیعی با مصنوع تفاوت دارد، چون منشأ تغییرات طبیعیاش در خودش است. سپس میان فلسفه طبیعی، ریاضیات و فلسفه اولی تمایز میگذارد: ریاضیات میتواند ویژگیهایی مثل شکل و کمیت را از جسم انتزاع کند، در حالی که فلسفه طبیعی موجودات را از حیث طبیعیبودن، ماده، حرکت و تغییر بررسی میکند.
بعد ارسطو سراغ علتها میرود و میگوید شناخت واقعی یک چیز یعنی توانایی پاسخدادن به چرا؟ . برای موجودات باید چهار علت را در نظر گرفت: مادی (از چه ساخته شده)، صوری (چیست و چه ساختاری دارد)، فاعلی (چه چیزی مبدأ پیدایش یا تغییر آن است) و غایی (برای چه و به سوی چه کمالی است). در موجودات طبیعی، این چهار علت به هم پیوستهاند و توضیح طبیعت فقط با علت فاعلی یا مادی کامل نمیشود.
در ادامه، ارسطو از غایتمندی طبیعت دفاع میکند. اینکه فرایندهای طبیعی همیشه یا در بیشتر موارد به نتایج منظم و متناسب میرسند، نشان میدهد طبیعت صرفاً حاصل تصادف نیست. غایت در طبیعت به معنای قصد و آگاهی نیست؛ بلکه یعنی موجود طبیعی در ساختار خودش به سوی کمال خاصی جهتگیری دارد، مثل دانهای که به سوی گیاه بالغ شدن میرود.
در پایان، ارسطو ضرورت مادی را با غایتمندی جمع میکند: ماده محدودیتها و ضرورتهایی دارد، اما این ضرورتها بهتنهایی توضیحدهنده طبیعت نیستند. غایت پاسخ میدهد برای چه؟ ، و ضرورت مادی توضیح میدهد با توجه به ماده، چگونه؟ ، بنابراین تبیین طبیعی باید هم غایت و هم امکانات و محدودیتهای ماده را در نظر بگیرد.
#ارسطو
@Arts1992





