باجهای که شاید عجیبترین حقیقت جامعه ما را فاش میکند...
✍مهدی نوذر
امروز فهمیدم اداره پست بخشی دارد به اسم «باجه معطله»؛ جایی که نامههای سرگردان را نگه میدارند. نامههایی که نه گیرندهشان پیدا میشود و نه فرستندهشان.
اما ماجرا از اینجا عجیب میشود.
طبق گزارشهایی که درباره این موضوع منتشر شده، وقتی بخشی از این مرسولهها نه گیرنده داشتند و نه امکان بازگرداندنشان به فرستنده، پس از طی مراحل اداری باز شدند. نتیجه، حیرتآور بود؛ بخش قابل توجهی از آنها دعا و نوشتههای مرتبط با دعانویسی بود.
فقط تصور کنید؛ در قرن بیستویکم، با این همه پیشرفت علمی، هنوز عدهای مشکلات زندگیشان را داخل یک پاکت میگذارند و به امید معجزه پست میکنند.
از آن طرف هم کسانی هستند که از همین باورها یک تجارت پرسود ساختهاند. سفارش را آنلاین میگیرند، چندین نفر را استخدام میکنند تا فقط دعا بنویسند و هر روز بستههای زیادی را روانه اداره پست کنند و بعضی از آنها در مدت کوتاهی به درآمدهای بسیار بالایی رسیدهاند.
از آن عجیبتر، بازاری است که سالهاست برای خرید نماز و روزه به نیابت از افراد درگذشته شکل گرفته است و همیشه برای من سوال بود که مگر میشود مسئولیت اعمال یک عمر زندگی را با پرداخت پول به شخص دیگری واگذار کرد ؟! اینکه چنین خدماتی تا این اندازه رواج پیدا کرده، برای من بیش از هر چیز نشان میدهد خرافه و کسبوکار در بعضی جاها چنان در هم تنیده شدهاند که باورهای مردم به منبع درآمد تبدیل شده است.
خرافات فقط یک باور اشتباه نیست؛ صنعتی است که از ناامیدی، ترس و درماندگی مردم تغذیه میکند. تا وقتی عقل، آگاهی و تفکر انتقادی جای خرافه را نگیرد، همیشه کسانی پیدا میشوند که از رنج مردم برای خودشان ثروت و قدرت بسازند.
جامعهای که به جای دانش و تلاش، به طلسم و دعا پناه ببرد، بیش از هر چیز قربانی سودجویانی میشود که ایمان و امید مردم را به کالا تبدیل کردهاند.
8
1August 1, 2026 333 1