le vent nous porteraدیدم صدات شده همون صدایی که توی گوشم تکرار و تکرار میشه. دیدم لبخندت شده نورِ تاریکیهام. دیدم وجودت شده همون بخشی از من که انگار تا الان پنهان بوده و با دیدنِ تو، خودش رو پیدا کرده. دیدم توی وجودت لونه کردم؛ بین چشمایِ مشکیِ ستارهدارِ براقت، بین چینهای ریز گوشهی چشمات و برآمدگی پشت و زیرشون موقع خندیدنت. بین هر چیزی که مربوط به توئه. بین صدای خندههات، بین تموم اون خوشحالیها و ذوقهای از ته دلت. بین تموم اشکات، استرسهات، و آسیبهات.:)t.me/han3ool/18669Translate19August 31, 2026 66 3