کبوتری به تنم خورد، آسمان تر شد
و قطره قطره هوای زمین معطر شد
شکست شیشهی من، بالِ او ترک برداشت
شبیه چینیِ مادربزرگ لبپَر شد
به ابرها برسانید جای او امن است
پناهگاهِ کبوتر اتاقِ دختر شد
برای زخمِ خودش مادری اگرچه نبود
ولی برای کبوتر شبیه مادر شد
کبودِ بالِ کبوتر کمی مداوا شد
و بوسه بوسه جراحت چه زود بهتر شد
.
.
شبی گشود مرا دخترک-کبوتر رفت_
_ به آسمان برسد، دخترک کبوتر شد..
و روز بعد در اخبار شهر آمده بود:
«کبوتری که زمین خورده بود، پر پر شد.»
#فاطمه_خاتمی
