مهدی سمایی در بخشی از کتاب صرف قیاسی زبان فارسی معاصر فهرستی از واژههای مرکّب در دیوان حافظ عرضه کردهاست (سمایی، ۱۴۰۴: ۵۴) که در این فهرست واژهی مرکّب ویرانهنشیمن نیز به چشم میخورَد. این پژوهشگر متأسّفانه بیت حافظ (۱۳۲۰: ۲۳۷) را نادرست خواندهاست. شاعر میگوید:
حافظا، خلد برین خانهی موروث من است
اندر این منزل ویرانه، نشیمن چه کنم؟
در این بیت واژهی ویرانه صفت متمّم است و واژهی نشیمن مفعول جمله. چه به معنای «چرا؛ چهگونه» (نک. انوری، ۱۳۸۱: ذیل چه؛ نیز نک. فروزنده فرد، ۱۴۰۱: ۸۳) و کردن هم به معنای «ساختن» به کار رفتهاست (نک. حمیدیان، ۱۳۹۲: ۴/ ۲۳۰۱). البتّه میتوان نشیمن کردن را فعل مرکّب/ انضمامی هم در نظر گرفت، چنانکه در فرهنگ بزرگ سخن به معنای «اقامت کردن» (با شاهدی از فردوسی) و «آشیانه کردن» (با شاهدهایی از خاقانی و امیرمعزّی) آمدهاست (نک. انوری، ۱۳۸۱: ذیل نشیمن). ازآنجاکه منزل و نشیمن تقریباً هممعنا هستند، ترکیب منزل ویرانهنشیمن حشو است و از سویی، برخلاف نشیمن کردن، *ویرانهنشیمن - تا جایی که نگارنده اطّلاع دارد - در متنهای پیشاز حافظ به کار نرفتهاست. مشهور است که حافظ، برخلاف شاعرانی چون نظامی، علاقهای به واژهسازی و ترکیبسازی ندارد و غالباً واژهها و ترکیبهای رایج در زبان یا برساختهی دیگر شاعران را به کار میبَرَد. بهرهگیری از ترکیب اضافی خلافآمد عادت برساختهی نظامی را - که واژهی نخستش واژهای مرکّب است - دراینباب مثال میزنند (نک شفیعی کدکنی، ۱۳۵۹: ۱۰۰-۱۰۱).
▫️
خوانش نادرست سمایی مورد دیگری را به یاد نگارنده میآورَد. زندهیاد مهیندخت صدیقیان در چاپ نخست فرهنگ واژهنمای حافظ در بیت زیر از قطعههای حافظ دانشعضد را یک واژه پنداشتهاست (صدیقیان، ۱۳۶۶: ذیل دانشعضد):
دگر شهنشه دانش، عضد*، که در تصنیف
بنای کار مواقف به نام شاه** نهاد
(حافظ، ۱۳۲۰: ۳۶۳؛ نیز نک. حمیدیان، ۱۳۷۷: ۱۰۸). این نقیصه خوشبختانه در ویراستهای بعدی فرهنگ یادشده اصلاح شدهاست.
پینوشت
* قاضی عضدالدّین عبدالرّحمان ایجی
** شاه شیخ ابواسحاق
منبعها
- انوری، حسن [سرپرست]، ۱۳۸۱، فرهنگ بزرگ سخن، ۸ج، تهران، سخن.
- حافظ، شمسالدّین محمّد، ۱۳۲۰، دیوان، تصحیح محمّد قزوینی و قاسم غنی، تهران، مطبعهی مجلس.
- حمیدیان، سعید، ۱۳۷۷، «اصول و قواعد تدوین فرهنگهای بسامدی و نظری به فرهنگهای بسامدی حافظ»، زبان و ادب، ش۳، ص۸۶-۱۱۲.
- حمیدیان، سعید، ۱۳۹۲، شرح شوق: شرح و تحلیل اشعار حافظ، ۵ج، تهران، قطره.
- سمایی، مهدی، ۱۴۰۴، صرف قیاسی زبان فارسی معاصر: گرایشهای عامیانهی کلمات مرکّب، تهران، نشر مرکز.
- شفیعی کدکنی، محمّدرضا، ۱۳۵۹، ادوار شعر فارسی از مشروطیّت تا سقوط سلطنت، تهران، توس [ویراست ۲: تهران، سخن، ۱۳۸۰].
- صدیقیان، مهیندخت، ۱۳۶۶، فرهنگ واژهنمای حافظ بهانضمام فرهنگ بسامدی، با همکاری ابوطالب میرعابدینی، تهران، امیرکبیر.
- فروزنده فرد، منوچهر، ۱۴۰۱، «زبانپژوهی (۷): ۳۶. [نقد] ”فرهنگ لهجهی کرمانی“ [تألیف مجید باغینیپور] (بخش دوم)»، فصلنامهی قلم، ش۲۳، ص۸۱-۹۷.
#حافظ
@vakhteha
