تلنگر: معلمی که یواشکی کیف غذای دانش‌آموزش را باز کرد و با دیدن… — گزینگ — TG.ME

تلنگر:

معلمی که یواشکی کیف غذای دانش‌آموزش را باز کرد و با دیدن محتویات آن، وسط کلاس نشست و گریه کرد... 🥪😭
زنگ تفریح بود و دانش‌آموزان کلاس اول ابتدایی با سروصدا مشغول خوردن تغذیه‌های رنگارنگشان بودند. یکی ساندویچ مرغ داشت، یکی کیک و آبمیوه، و دیگری ظرفی پر از میوه‌های پوست‌کنده.
در انتهای کلاس، پسرک ریزنقشی به نام «علی» آرام در نیمکتش نشسته بود و سرش را پایین انداخته بود. او هیچ‌وقت در زنگ تفریح چیزی نمی‌خورد و می‌گفت: «من صبحانه کامل خورده‌ام، سیر هستم.»
خانم معلم که مدت‌ها بود به رفتار علی مشکوک شده بود، این بار تصمیم گرفت واقعیت را بفهمد. او آرام به سمت نیمکت علی رفت. علی با دیدن معلم، دستپاچه شد و سعی کرد کیف کوچک پارچه‌ای که روی پایش بود را پنهان کند.
معلم با لبخندی مهربان کنارش نشست و گفت: «علی جان، چرا تغذیه‌ات را نمی‌خوری؟ ببین دوستانت چه با اشتها می‌خورند.»
علی با صدایی لرزان گفت: «خانم اجازه، میل ندارم.»
معلم به آرامی کیف پارچه‌ای را از دست علی گرفت. گره آن را باز کرد.
داخل کیف، فقط «نصف یک نان لواش خشک و خالی» بود. حتی یک تکه پنیر هم لای آن نبود.
معلم با تعجب پرسید: «پسرم! همین؟ تو با همین تا ظهر سیر می‌مانی؟»
علی سرش را بالا آورد. چشمان درشتش پر از اشک بود. بغضش ترکید و با صدایی که قلب معلم را مچاله کرد، گفت:
«خانم... مادرم هر روز صبح یک نان می‌خرد. نصفش را برای من می‌گذارد و نصفش را برای ناهار خودش. اما من می‌دانم او ناهار نمی‌خورد تا برای شام من و خواهرم چیزی داشته باشد. او همیشه الکی می‌گوید "من سیرم"...
من این نان را نمی‌خورم تا ظهر آن را به خانه ببرم و به مادرم بدهم تا او بخورد... او خیلی ضعیف شده است...»
خانم معلم دیگر نتوانست بایستد. همان‌جا روی نیمکت کنار علی نشست، نان خشک را در دست گرفت و های‌های گریه کرد. گریه برای مادری که گرسنگی می‌کشید تا فرزندش در مدرسه جلوی بقیه خجالت نکشد، و فرزندی که گرسنگی می‌کشید تا مادرش زنده بماند...
نتیجه اخلاقی:
مادرها عجیب‌ترین موجودات خدا هستند. آن‌ها تنها کسانی هستند که می‌توانند با شکم گرسنه، بگویند "من سیرم" و تو باور کنی.
فقر شاید در خانه‌ای باشد، اما "عشق" و "ایثار" در آن خانه پادشاهی می‌کند.
یک تلنگر به وجدان‌های بیدار:
حواسمان به دور و برمان باشد. شاید همین نزدیکی‌ها، مادری باشد که برای سیر کردن بچه‌اش، خودش را فراموش کرده است. اگر توانستیم، دستی بگیریم، بدون اینکه آبرویی بریزیم.
... قهرمانان واقعی دنیای ما، مادران فداکار سرپرست خانواده هستند. # و نفرین بر حکومت ظالم و پست فطرتی که مردمی نجیب و صبور را اینچنین اذیت میکند.

https://t.me/gzeng
لینک کانال....
مارا به دوستان خود معرفی کنید... 

🟥 کانال گزینگ ⬅️ @Gzeng
Telegram
گزینگ
این کانال توسط روشندل غفور سلیمانی کارشناس ارشد علوم سیاسی، مدرس دانشگاه و فعال فرهنگی مدیریت می‌گردد. گزینگ در زبان کوردی به معنی اولین تابش آفتاب می باشد جهت ارتباط و‌ارسال مطالب: با آی دی زیر در ارتباط باشد: @Ghaforsolaimani
❤5👍3🔥2
September 7, 2026 435 8