...
اتوبوسی به نام ایران ..
یادداشتی از بامداد اعتماد..
یک قرن قبل ما یک گاری داشتیم که نه چرخ داشت و نه صندلیای برای نشستن.
هدایت این گاری را سپردیم به یک پدر و پسر...
رؤیای ما این بود که با این گاری به شمال برویم.
آنها اتاق و موتوری بر این گاری سوار کردند،
در و پنجرهای به آن افزودند،
و در نهایت از آن گاری فرسوده یک اتوبوس ساختند.
آن اتوبوس بالاخره به راه افتاد.
نیمقرن قبل ما سوار بر این اتوبوس در مسیر شمال بودیم که صداهایی از میان مسافران برخاست که چرا شمال؟
تصاویر آنها که پیش از ما به شمال رسیدهاند را دیدهاید؟
زنانشان لخت شدند، در ساحل دریا مایو پوشیدهاند.
ما مسلمانیم! شیعهایم!
ما باید برویم قم!
مسافران جوان هم، بیخبر از تاریخ این اتوبوس،
مدام به راننده پرخاش میکردند که چرا صندلیهای انتهای اتوبوس به خوشرنگی صندلیهای جلویی نیستند؟
چرا باد کولر وقتی به انتهای اتوبوس میرسد خنکیاش کم میشود؟
در نهایت اینها هم به آن مسلمانان معترض پیوستند و به سمت راننده هجوم آوردند.
دیگرانی هم در این اتوبوس حضور داشتند که با این جماعت مخالف بودند.
دیگرانی که میخواستند به شمال بروند.
جمعیتشان هم کم نبود، چهبسا پرشمارتر از آن دو گروه اول بودند.
منتهی ترجیح دادند سکوت کنند، ترجیح دادند آهسته از این اتوبوس پیاده شوند، و با وسیلهای دیگر خود را به شمال برسانند.
راننده هم بیمار بود.
اتوبوس و مسافرانش را دوست داشت.
پرخاش مسافرانی که عرق ریختنهای او، و ذره ذره ساختن این اتوبوس را از یاد برده بودند دلشکستهاش میکرد.
این بود که مقاومت چندانی نکرد.
از اتوبوس پیاده شد.
مسافران پیروز هم فرمان را سپردند به ملایی که اصلأ رانندگی و اتوبوسرانی را بلد نبود...
حالا چهلوپنج سال است که ما در جادهٔ قم در حرکتایم.
مدتهاست که زهوار اتوبوس در رفته، بارها به دیوارهای جاده کوبیده شده.
کولر دیگر کار نمیکند.
از در و پنجرههای خوشرنگ آن اتوبوس قدیمی چیزی باقی نمانده.
صندلیها فرسودهاند.
حالا هر دستاندازی هر چقدر کوچک از میان مسافران کشته میگیرد.
اگر مسألهٔ شما این اتوبوس است،
اگر میخواهید با آن به شمال بروید،
دیگر اینکه شاگرد شوفر کنونی شیشهٔ شکستهٔ جلو را بهتر دستمال میکشد و آن یکی بدتر،
تفاوتی برای شما ندارد.
چهبسا آنکه بهتر شیشه را تمیز میکند در واقع دارد کمک میکند تا راننده با سرعتی بالاتر حرکت کند و زودتر به مقصدش برسد.
مسألهٔ ما بازپسگیری فرمان اتوبوس است.
هر انتخاب سیاسی باید به این سؤال پاسخ دهد که چگونه میتواند آن فرمان را پس بگیرد و به یک راننده واقعی تحویل دهد
ما وقت زیادی نداریم.
فاصله زیادی تا قم باقی نمانده است.
باید هر چه زودتر فرمان را پس بگیریم ، تا قبل از اینکه همه باهم در این اتوبوس به ته دره سقوط کنیم ، باید این اتوبوس را سر و ته کنیم، و در مسیر درست قرار دهیم.
https://t.me/gzeng
لینک کانال....
مارا به دوستان خود معرفی کنید...
🟥 کانال گزینگ ⬅️ @Gzeng
Telegram
گزینگ
این کانال توسط روشندل غفور سلیمانی کارشناس ارشد علوم سیاسی، مدرس دانشگاه و فعال فرهنگی مدیریت میگردد.
گزینگ در زبان کوردی به معنی
اولین تابش آفتاب می باشد
جهت ارتباط وارسال مطالب:
با آی دی زیر در ارتباط باشد:
@Ghaforsolaimani

1September 1, 2026 152