دین را انسانی کنید، نه انسانها را دینی!
🔹 کلاس سوم دبستان بودم و تازه به آن مدرسه رفته بودم. طبق مقررات، همه دانشآموزان باید در حیاط در نماز جماعت شرکت میکردند. اما من، هنوز نماز خواندن بلد نبودم. از ترس اینکه مبادا حرکتی را اشتباه انجام دهم و مورد تمسخر قرار بگیرم، در کلاس ماندم و در گوشهای پنهان شدم.
🔹 ناگهان ناظم که در حال سرکشی به کلاسها بود، پا به داخل کلاس گذاشت و مرا خجالت زده و مضطرب، پیدا کرد. جلو آمد و با عصبانیت پرسید: مگر خبر مرگت نماز نمی خوانی؟ اینجا چه غلطی می کنی؟! و بی آنکه منتظر بماند تا چیزی بگویم، با خطکش چوبی پهنش، ضربه محکمی به کف دستم کوبید. از شدت درد، نفسم بند آمد. گویی گلولهای آتش در کف دستم کاشته باشند. سوزش آن تا مدتها در کف دستم باقی ماند و درد آن خاطره تلخ تا سالها.
🔹 چرا انسانها به نام دین و ایمان سرکوب میشوند؟ چرا هنوز هم زنان و دختران به خاطر تن ندادن حجابی که به آن باور ندارند، آزار می بینند؟ چرا اندیشه، نقد و انتخاب، هنوز جرم است؟ پاسخ من، نوع تلقی از دین، انسان و خداست.
🔹 ما نیازمند یک پارادایمشیفت یا دگرگونی بنیادین در نگاه و تلقی خود هستیم چرخشی از نگاه «دینمحور» یا دین سالار به نگرش «انسانمحور یا انسان سالار.
🔹 در نگاه دینمحور، دین، اصل است و انسان فرع. دین و مکتب، هدف است و انسان وسیله.
انسان به دنیا آمده تا به دین خدمت کند. او باید عمر و توان خود را صرف صیانت از دین، احکام و آیینها کند، حتی اگر این احکام غیرمنطقی یا ضد انسانی باشند. تبعیت، وظیفه نخست انسان است. اگر روزی بین دین و عقل یا اخلاق یا حقوق بشر تعارضی رخ دهد، این عقل و اخلاق و حقوقاند که باید عقبنشینی کنند.
🔹 در این نگاه، خداوند خواهان تعظیم بیچونوچرای انسان است، نه تعقل، انتخاب و شکوفایی او.
با این تلقی است که کلیساییان قرون وسطی آنهمه ظلم و فاجعه را رقم زدند، سیستم های استبداد سلطنتی، کمونیستی، مائوئیستی و حتی گاه، جمهوری، سایه سرکوب و خفقان بر سر مردمان افکندند و امروز هم اکثریت جوامع مسلمان دستخوش آن اند.
🔹 اما اگر قرار باشد انسان به پای دین قربانی شود، دین برای چه کسی آمده است؟ اگر آدمها آنده اند تا خدمتکار دین و ایدئولژی باشند، اینها قرار است به چه کسی خدمت کنند؟ اگر خداوند به گروهی از موجودات تسلیم و فرمانبردار برای پاسبانی از مجموعه ای از عقاید و احکام نیاز داشت، چرا عده ای ربات و ماشین خودکار خلق نکرد؟ چرا در انسان امکان اندیشه، نقد، تردید، مخالفت و انتخاب قرار داد؟
🔹 تعصب، حاصل نگاهی است که در آن شخص، عقل و اختیار خود را تعطیل میکند تا از دین و مکتب یا از مرشد و پیشوا و رهبر دفاع کند. انسان در این مسیر، به موجودی منفعل، تحقیرشده و قابل بهرهکشی تبدیل میشود. و اینجاست که زمینه برای استبداد، فساد و نظامهای سرکوبگر دینی فراهم میگردد.
🔹 همین تلقی است که مفاهیمی مانند «ارتداد»، «تکفیر»، یا امر به معروف با زور و خشونت را توجیه میکند. هرگاه یک ایدئولوژی، یا سیستم، خواه دینی باشد یا سیاسی یا اقتصادی یا حتی معنوی و عرفانی، به هدف تبدیل شود و انسان به وسیله، نتیجه چیزی جز فاجعه نخواهد بود.
🔹 در مقابل، در نگاه انسانمحور، که من مدافع آنم، اصل ، بشر است و علم و هنر و صنعت و اقتصاد و دین، فرع و وسیله اند. بشر، برای شادمانی و شکوفایی آمده و برای تحقق آن، امکانات فراوانی در اختیار اوست و دین یکی از آنهاست. اگر دینی نتواند چنین کارکردی ایفا کند، یا باید تغییر کند، یا کنار گذاشته شود..
🔹 انسان برای پرستش دین نیامده، این دین است که آمده تا انسان را رشد دهد و از او محافظت کند. و بجای آنکه حضور یا قبول خود را بر انسان تحمیل کند، خود را بر آدمی عرضه کند و او را به درستی و سودمندی خویش قانع نماید و او را مختار به پذیرش، رد، نقد و انتخاب بداند.
🔹 خدمت انسان به دین و ایسم و ایدئولوژی، یک تناقض مضحک و بلکه مهلک است. هر دینی که انسان را قربانی کند، در نهایت خود را نیز از سودمندی و معنا و اخلاق تهی کرده است. بجای آنکه انسان ها را به هر قیمتی دینی کنیم، دین را انسانی کنیم.
🔹 تا زمانیکه نگاه دینسالار حاکم باشد، دین نه مایه رهایی، که ابزار اسارت و آزار خواهد بود. اما اگر دین از این جایگاه غلط و ناساز فرود آید و در کنار دیگر امکانات و انتخابهای بشری قرار گیرد، هم دین و هم انسان، جایگاه راستین خود را پیدا خواهند کرد.
✍️ساسان حبیبوند::!!!!!
https://t.me/gzeng
لینک کانال....
مارا به دوستان خود معرفی کنید...
🟥 کانال گزینگ ⬅️ @Gzeng
Telegram
گزینگ
این کانال توسط روشندل غفور سلیمانی کارشناس ارشد علوم سیاسی، مدرس دانشگاه و فعال فرهنگی مدیریت میگردد.
گزینگ در زبان کوردی به معنی
اولین تابش آفتاب می باشد
جهت ارتباط وارسال مطالب:
با آی دی زیر در ارتباط باشد:
@Ghaforsolaimani

1September 1, 2026 169 4