بگذار هیجانات در دلت قل بزند و ناگهان نسیمی را نفس بکش و رها کن مهربان باش بی آنکه داستان پشت سر را مرورکرده باشی و همیشه در مسیر باش مگذار سکون گرد و غبارش را روی استینت بنشاند و هرگز از یاد مبر آن هایی را که در غروب در کنارت بودند چشم اندازی باش بی کران باز و عمیق به سمت هر چه نیکوییست و قدردان باش چراکه اصالت در سپاسگزاریست مخرام اگر که به اشتباه گاهی تورا انچنان که میخواهند میبینند نه انچنان که هستی و انگاه که خستگی تورا در اغوش میگیرد در ان غرق مشو و درب را به روی نور مبند بگذار در جانت اثر کند تو خود درجست و جوی نور باش و آنگاه که دست از تقلا برداری غم عبور خواهد کرد خستگی رختش را جای دیگری پهن خواهد کرد انگاه که باور کنی تمام هرگه ملالت بار است بخشی از تورا برگزیده انگاه که باور کنی شادی و ارامش اتفاق نیست انتخاب توست روح تو حریمی امن است روح چون ابی جاریست و اگر دست نگهداری تا هرچه فکر است در ان بریزی، راکد میشود بگذار برود انجا که دلش میخواهد گاه باید ارامتر بود تا صدای نازک خستگی روح را شنید روح تو امیدوار است و با یک لبخند شادمان می شود روح تو نوریست که از دریچه ی رنج ها به بیرون می تاپد چه میدانی که گاه حتی با تمام خستگی اش دریایی سرشار است برای انها که چشم انتظار قطره های امیدند مبادا که ناملایمات زندگی مهربانی را از یادت برود منصفانه نیست میدانم زخم های زندگی دردناک است خوب میدانم بگذار درد و دل های تن خسته ات راهی به بیرون پیداکند و بمان و زندگی کن زندگی جرئت روبروشدن است بمان برای انها که دوستت میدارند و فردا صبح که چشم هایت را گشودی دوباره شروع کن و دوباره اعتماد کن به زندگی چرا که تو لایق اینگونه زیستن هستی و تمام تو کافیست برای هرانچه در پی تو می اید پس با تمام انچه هستی، معنا ببخش این دو هجاء بودنت را ی.م هراز مرداد ۱۴۰۵ @green_oak
بگذار هیجانات در دلت قل بزند و ناگهان نسیمی را نفس بکش و رها کن… — بلوط سبز — TG.ME
July 27, 2026 30