ای عاشقان ای عاشقان پیمانه را گم کرده‌ام در کنج ویران مانده‌ام،… — بلوط سبز — TG.ME

ای عاشقان ای عاشقان پیمانه را گم کرده‌ام در کنج ویران مانده‌ام، خمخانه را گم کرده‌ام هم در پی بالاییان، هم من اسیر خاکیان هم در پی همخانه‌ام، هم خانه را گم کرده‌ام آهم چو بر افلاک شد، اشکم روان بر خاک شد آخر از اینجا نیستم، کاشانه را گم کرده‌ام در قالب این خاکیان عمری است سرگردان شدم چون جان اسیر حبس شد، جانانه را گم کرده‌ام از حبس دنیا خسته‌ام چون مرغکی پر بسته‌ام جانم از این تن سیر شد، سامانه را گم کرده‌ام در خواب دیدم بیدلی صد عاقل اندر پی روان می‌خواند با خود این غزل، دیوانه را گم کرده‌ام گر طالب راهی بیا، ور در پی آهی برو این گفت و با خود می‌سرود، پروانه را گم کرده‌ام چون نور پاک قدسی‌اش دیدم بر او شیدا شدم گفتم که ای جانانِ جان، دردانه را گم کرده‌ام گفتا که راه خانه‌ات را گر ز دل جویا شوی چندین ننالی روز و شب، فرقانه را گم کرده‌ام این گفت و از من دور شد چون موسی اندر طور شد دل از غمش ویرانه شد، ویرانه را گم کرده‌ام @green_oak

❤7
July 16, 2026 30 1