Document: post #501 — TG.ME

Documentبرای پیدایش و پرورش انسان‌های آفرینشگر، جامعه هیچ کاری نمی‌تواند انجام دهد. یک نابغه‌ی خلاق را نمی‌توان تربیت کرد. برای آموزش خلاقیت مدرسه‌ای وجود ندارد. انسان نابغه دقیقاً کسی است که همه‌ی مدارس و قوانین را به چالش می‌کشد، از همه‌ی مسیرهای سنتی زندگی روزمره…
روشن است که مدیریت سوسیالیستی نیز در پی این است که برای اجتماع خود به همان اندازه و به همان کیفیت کالا تدارک ببیند که در شرایط موجود با فلان میزان عوامل تولید و دانش فنی قابل تولید است. دولت سوسیالیستی هم مشتاق است عوامل تولیدِ موجود صرف تولید کالاهایی شود که به باور این دولت از همه‌ی کالاهای دیگر ضروری‌تر است، و از تولید کالاهایی که به نظرش ضرورت کمتری دارد، چشم‌پوشی شود. اما محال بودن محاسبه‌ی اقتصادی، تشخیص اقتصادی‌ترین روش‌ها برای تولید کالاهای لازم را ناممکن می‌سازد.
دولت‌های سوسیالیست روسیه و آلمان در دنیایی عمل می‌کنند که بخش عمده‌ی آن همچنان به اقتصاد بازاری پایبند مانده است. از این رو آن‌ها این توانایی را دارند که برای محاسبه‌ی اقتصادی خود، قیمت‌هایی را به کار برند که در [بازارهای] خارج ساخته شده است. آن‌ها تنها به این دلیل می‌توانند حساب و کتابشان را ثبت و برنامه‌ریزی کنند که می‌توانند از این قیمت‌ها استفاده کنند؛ اما اگر قرار بود همه‌ی کشورها به سوسیالیسم روی آورند، قضیه کاملاً فرق می‌کرد. در این صورت، دیگر برای عوامل تولید قیمت وجود نداشت و محاسبه‌ی اقتصادی ناممکن می‌شد.
بروکراسی | لودویگ فون میزس
صفحه ۱۰۵

t.me/Gottfried24
October 27, 2025 838