مشتاق مشتاق آن شرابم کز یاد رفته باشد در کنج خلوت خود صد سال مانده… — گلچهران — TG.ME

مشتاق

مشتاق آن شرابم کز یاد رفته باشد
در کنج خلوت خود صد سال مانده باشد

جامی بنوشم از آن‌ در کوی دلبر آیم
حتی اگر ز کویش صد بار رانده باشد

نازم به آن سری که تا پای چوبه دار
نام بلند یارش بر لب نشسته باشد

بسیار دیدم عاشق افتاده در تنورش
بی آنکه از زبورش یک آیه خوانده باشد

ماند به کوی جانان تا کام دل برآید
هر کس که از سبویش بویی شنیده باشد

روزی رسد به جانان آن عاشق صبورش
کان جامه ی می آلود بر تن کرده باشد

دیشب به قصر شیرین بادی وزید و می رفت
ترسم به گوش فرهاد آن راز گفته باشد

شاعر مکن گلایه از درد هجر رویش
بگذار که در دل تو رازی نهفته باشد


تیمور مشهدی میرزا
October 13, 2025 2.1K