اما "فقر" را رسمی و حقیقتی است. رسمش افلاس اضطراری است، و حقیقتش… — [ﻗــــــــﺎف کافه] — TG.ME

اما "فقر" را رسمی و حقیقتی است. رسمش افلاس اضطراری است، و حقیقتش اقبال اختیاری.
آن که رسم دید به اسم بیارامید، و چون مراد نیافت از حقیقت برمید.
و آن که حقیقت یافت روی از موجودات برتافت، و به فنای کل، اندر رؤیت کل، به بقای کلی بشتافت. «مَنْ لم یعْرِفْ سِوَی رسْمِه لم یَسْمَعْ سِوَی اسْمِه.» پس فقیر آن بوَد که هیچ چیزش نباشد و اندر هیچ چیز خلل نه. به هستی اسباب غنی نگردد و به نیستی آن محتاج سبب نه. وجود و عدم اسباب به نزدیک فقرش یکسان بود و اگر اندر نیستی خرّم‌تر بود، نیز روا بود؛
از آن‌چه مشایخ گفته‌اند که: «هر چند درویش دست تنگ‌تر بوَد،
حال بر وی گشاده‌تر بود.»
عزیزا چه، وجود معلوم مر درویش را شُوم بود؛ تا حدّی که هیچ چیز را در بند نکند، الّا هم بدان مقدار اندر بند شود. پس زندگانی دوستان حق به الطاف خفی و اسرار بَهی (جمیل ،باشکوه) است با حق، نه به آلات(ملزومات) دنیای غَدّار و سرای فُجّار. پس متاع متاع باشد از راه رضا( کالای دنیایی در صورت کاربرد در راه رضای خدا ارزش دارد).

باب الفقر
کشف المحجوب
علی بن عثمان هُجویری

کانال تخصصی‌‌ عرفان‌‌‌ و متافیزیک‌‌ در‌ تلگرام و یوتیوب

@Ghafcafe181           قاف کافه
September 4, 2026 36 2