چیزی توی وجودش بود که نمی‌گذاشت بزند زیرش و اصرار داشت به هر قلاب… — -گزاف- — TG.ME

چیزی توی وجودش بود که نمی‌گذاشت بزند زیرش و اصرار داشت به هر قلاب امیدی آویزان شود. ته دلش ایمان داشت همای سعادت وجود دارد؛ خودش را قعر زندگی مخفی کرده و یکهو می‌آید و درست در تاریک‌ترین لحظه همه‌جا را روشن می‌کند.

پرندگان می‌روند در پرو بمیرند،
رومن گاری،
سميه نوروزی
August 11, 2026 302 10