📌بزرگمنشی کشاورزان؛ روایتی از ایمان، ایثار و همدلی در روستای رشیدآباد دیواندره
✨در هفته جاری، خبری که از سوی کاک امیر سلیمانی، از اهالی شهرستان دیواندره، نقل شد، بهانهای شد تا چند سطری درباره بزرگمنشی، سخاوت و روحیه ایثار یکی از کشاورزان شریف روستای رشیدآباد از توابع شهرستان دیواندره بنگارم؛ اقدامی که نهتنها جلوهای زیبا از ایمان و نوعدوستی یک انسان را به نمایش گذاشت، بلکه بار دیگر ظرفیتهای ارزشمند فرهنگی و اجتماعی جامعه روستایی و کشاورزی کردستان را به رخ کشید.
بزرگان ما از دیرباز گفتهاند: اگر میخواهید با پاکترین، شریفترین و صادقترین انسانها همدم و همکلام شوید، به میان کشاورزان بروید و با آنان معاشرت کنید؛ چراکه کشاورز، انسانی است که با رنج و زحمت، با طلوع خورشید آغاز به کار میکند و گاه تا واپسین ساعات روز، در گرما و سرما، خشکسالی و بارندگی، امید خود را به لطف خداوند و برکت زمین گره میزند.
کشاورز، نان سفرهاش را از دل خاک بیرون میآورد؛ با عرق جبین، صبر و تلاش شبانهروزی محصولی تولید میکند که قوت و مایه زندگی دیگران است. حاصل دسترنج او، پیش از آنکه به سفره خودش برسد، بر سر سفرههای فراوان دیگری قرار میگیرد. از همین روست که کار کشاورزی، افزون بر جنبه اقتصادی، در فرهنگ و باورهای دینی و اجتماعی ما جایگاهی بلند و ارزشمند داشته است.
در فرهنگ دینی ما نیز کشاورزان همواره از پیشگامان ادای زکات محصولات خود بودهاند. آنان بهخوبی میدانستند که در مال و محصولی که خداوند به آنان عطا کرده، حقی برای نیازمندان و مستحقان وجود دارد و نمیتوان از کنار این حق الهی به سادگی گذشت. بزرگان و سالخوردگان ما نقل میکنند که در دهههای گذشته، در همین کردستان خودمان، بسیاری از کشاورزان پیش از آنکه محصولات خود را روانه بازار کنند، ابتدا زکات آن را جدا کرده و به مستحقان میرساندند و سپس باقیمانده محصول را به فروش میرساندند.
این سنت حسنه، در واقع تنها یک عمل عبادی نبود؛ بلکه جلوهای از نوعی مسئولیت اجتماعی و احساس همبستگی با جامعه نیز به شمار میرفت. کشاورز باور داشت که برکت محصول تنها در میزان برداشت و درآمد آن خلاصه نمیشود، بلکه برکت واقعی آن زمانی است که بخشی از این نعمت الهی به دست نیازمند برسد و گرهی از مشکلات انسانی گشوده شود.
الحمدلله والمنّه، در روزگاری که ما در آن زندگی میکنیم نیز هنوز انسانهای شریف و پاکسرشتی در میان کشاورزان دیارمان حضور دارند که این سنت نیکو را ادامه میدهند و زکات محصولات خود را، پیش از فروش یا در زمان برداشت، در میان اصناف و افرادی که زکات بدانها تعلق میگیرد، تقسیم میکنند.
اما آنچه این بار در روستای رشیدآباد دیواندره رخ داده، فراتر از یک اقدام معمول برای پرداخت زکات است و از همین رو شایسته تأمل و روایت شدن است.
یکی از کشاورزان شریف این روستا، هنگامی که مطلع میشود مسجد امام شافعی روستا برای انجام امور عمرانی و توسعه امکانات دینی خود نیازمند کمک مالی است، تصمیمی میگیرد که در نوع خود کمنظیر و شایسته تقدیر است. او نهتنها زکات محصول خود را اختصاص میدهد، بلکه تمام محصول زمین کشاورزیاش را برای کمک به مسجد اختصاص میدهد.
این تصمیم، در ظاهر شاید تنها یک بخشش مالی به نظر برسد؛ اما اگر به پشتوانه این اقدام نگاه کنیم، عظمت آن بیشتر آشکار میشود. محصولی که کشاورز ماهها برای به ثمر رسیدنش تلاش کرده، حاصل زحمت، هزینه، امید، انتظار و رنج اوست. هر دانه نخود، حاصل ساعتها کار در زمین و تحمل دشواریهای کشاورزی است. با این حال، او تصمیم میگیرد تمام این دسترنج را در راهی عمومی و برای توسعه یک امکان دینی و اجتماعی در روستای خود اختصاص دهد.
✨اما زیبایی ماجرا در همینجا پایان نمییابد.
هنگامی که اهالی روستا از تصمیم این کشاورز آگاه میشوند، حدود ۴۰ نفر از اهالی، به صورت خودجوش و بدون هیچگونه چشمداشت مالی، گرد هم میآیند و محصول نخود این کشاورز را طی سه روز، به شیوه سنتی و دستی، برداشت میکنند.
✔️چه تصویری زیباتر از این میتوان یافت؟
یک نفر از سر اخلاص میبخشد و جمعی از سر همدلی، برای به ثمر رساندن این بخشش پای کار میآیند.
اینجاست که معنای واقعی «همدلی اجتماعی» آشکار میشود. این اتفاق نشان داد که در میان مردم روستاهای کردستان هنوز سرمایهای بزرگتر از سرمایههای مادی وجود دارد؛ سرمایه اعتماد، ایمان، همیاری و نوعدوستی.
این کشاورز میتوانست محصول خود را بفروشد و درآمد آن را صرف زندگی و نیازهای شخصی خود کند؛ حقی که کاملاً برای او محفوظ بود. اما او ترجیح داد بخشی از دسترنج خود را نه برای خود، بلکه برای آبادانی مکانی اختصاص دهد که متعلق به همه اهالی روستاست.
ادامه یادداشت در صفحه دوم ⬇️⬇️⬇️
8August 10, 2026 902 7