خرمن‌مون نزدیک جاده اصلی بود، ماشینای روستا هر کی از اونجا رد میشد یه… — فانوس — TG.ME

فانوسبعد از دو هفته خوابیدن در مزرعه و با سوغاتی سرماخوردگی و کمردرد شدید بالاخره برگشتیم روستا و خونه) جا داشت مردم روستا واسمون یه بنر خوش‌آمدگویی جلوی در خونه نصب می‌کردن آخه این مدت خیلی پیگیر بودن، هر روز می‌پرسیدن پس کی تموم میشین؟!
خرمن‌مون نزدیک جاده اصلی بود، ماشینای روستا هر کی از اونجا رد میشد یه فریادی از خودش درمی‌کرد
یکی میگفت چقدر چایی می‌خورید پاشین کار کنید
یکی میگفت زمستون رسید شما تموم نشدین
یکی می‌گفت چقدر با حوصله کار می‌کنید

اصلا یه وضعی بود😁
😁72👏6❤4❤‍🔥3💔1
September 7, 2026 1K 1