به آغوش کشیدمش. یاس و پیچک از میان انگشتهایم سبز شد و به دور جسممان پیچید. سرم که به روی شانهاش بود کاکتوسی را میماند که گل داده باشد. نامتعارف، غیرمعمول، زیبا. همه چیز عادی بود. مثل اهریمنی که مسیحی را آغوش گرفته باشد.t.me/exolozhi/637TranslateSeptember 25, 2024 1.2K 24