𝗘𝗏𝗂𝗆𝗂𝗓𓍯𝖭𝖺𝗆𝖾: #𝖠𝗆𝖺𝗋𝖺𝗇𝗍𝗁 𝖯𝖺𝗋𝗍:هفدهم سوار ماشین شدیم و کمربند هامونو بستیم که انگار دیگه نتونست صبر کنه و با تردید و نگرانی رو بهم گفت: - ایسو...صورتت.. سمتش برگشتم که ادامه داد: - خیلی درد کرد؟! صورتم رو تو هم جمع کردم و گفتم: + یعنی..اونقدراهم نه! همچنان با نگرانی…منتظر پارت بعدی باشید...t.me/Evimizz1/5295Translate17September 8, 2026 117