شانزدهمین کتاب سال ۱۴۰۳ «ملکوت» فَبَشِّرْهُمْ بِعَذَابٍ أَلِيمٍ؛… — ادبیات داستانی — TG.ME

ادبیات داستانیPhoto

شانزدهمین کتاب سال ۱۴۰۳
«ملکوت»


فَبَشِّرْهُمْ بِعَذَابٍ أَلِيمٍ؛
رمانی عجیب، فرامادی و رازآلود.
یه شروع طوفانی و خفن داره که به‌نظرم جزو قوی‌ترین آغازه‌های رمان فارسیه. بخش اعظم امتیازی که بهش دادم به‌خاطر همین شروعشه. این شروع میخکوب‌کننده، اونقدر توقع رو بالا می‌بره که شاید پایان‌بندی رمان توی ذوق بزنه. به‌خاطر همین، من ملکوت رو به «برگشتن از قلۀ کوه» تشبیه می‌کنم.🏔


می‌گن #ملکوت یه رمان پسامدرنه. پس بدیهیه که فضای این رمان، با فضای رمان‌های مدرن و کلاسیک فرق داشته باشه. یعنی باید با نگاه متفاوتی این داستان رو بخونین... اصلاً یه پراکندگی و ازهم‌گسیختگی خاصی داره. مغزم دائماً در حال تلاش برای ایجاد ارتباط بین بخش‌های مختلف داستان بود. حالت جالبیه هاااا؛ اسمش رو می‌ذارم حالت «سرگردانی». از این نظر، ملکوت مزۀ بوف کور می‌ده.


به‌خاطر همین چیزا، باید بگم فهم ملکوت آسون نیست. حل خیلی از معماهاش به عهدۀ خواننده‌ست. کلاً توی رمان‌های پسامدرن، نویسنده سعی می‌کنه با تکنیک‌های داستانی، بین خواننده و داستان فاصله بندازه! دستشون درد نکنه :)


از فضای سنگین و تاریکشم بگم: دنبال یه کلمۀ مناسب‌ترم... مرموز! آره، این توصیف بهتریه... ملکوت فضای مرموز و اسرارآمیز و مشکوکی داره... این فضا برام تجربۀ جدید و خوشایندی بود...


خلاصه، اتفاقات عجیب و غریب ملکوت باعث شد که تا صفحۀ آخر بخونمش و منتظر یه حادثۀ بزرگ باشم. انتظاری که هیچ‌وقت به مقصود نرسید... به‌خاطر همین چیزا، اول سه ستاره بهش دادم. اما وقتی چندتا مقاله خوندم و فهمیدم که سبک و تکنیک‌هایی در کار بوده، یه ستارۀ دیگه هم اضافه کردم.


به شما هم توصیه می‌کنم برای درک بیشتر ملکوت، مقاله‌ها و نقدهای مرتبط رو بخونین. اونجاست که این رمان براتون هضم می‌شه.


بقیه حرفامون:
عکس نویسنده
جمله آغازین داستان
تکه‌هایی از ملکوت (شامل ۸ پیام)
آیا ممکن است کسی قلبش را دربیاورد و...؟
استیکر
بودن یا نبودن؟
یک هفته زندگی...
مقاله
مجله بخارا


- چه زمانی خوندم؟ دی و بهمن ۱۴۰۳
- کی بهم معرفی کرد؟ لیست دکتر فتوحی + صحبت‌های مهرداد در مسیر سلف + قفسه‌های کتابخونۀ دانشگاه فردوسی
- چه امتیازی می‌دم؟ ☆★★★★

@ensanid
❤7
March 15, 2025 189 1