سیزدهمین کتاب سال ۱۴۰۳ «سه قطره خون» توی این کتاب، یازده داستان کوتاه از صادق هدایت رو میخونیم؛ سه قطره خون، گرداب، داش آکل، آینه شکسته، طلب آمرزش، لاله، صورتکها، چنگال، مردی که نفسش را کشت، محلل و گجسته دژ. همین اول آب پاکی رو روی دستتون بریزم و بگم که این داستانها فراز و نشیب زیادی دارن. بعضیاشون قوی و دُرستدَرمونن، و بعضیاشون نه. هدایت توی این داستانها غالباً به نقد جامعه میپردازه و طبیعیه که با خوندنشون خودِ «صادق» رو بیشتر میشناسیم. بذارید اینطور بگم: من صادق هدایت رو با «بوف کور» نشناختم، با داستانهای «سه قطره خون» شناختم. چون اندیشهی نویسنده توی این کتاب، نسبتاً آشکار و بیپرده مطرح شده. این نقطهضعفه یا قوّت؟ یه چیزی بگم کنجکاو شین... هدایت توی یکی از داستانهای این کتاب نوشته: هر که دارد هوس کربوبلا بسمالله :) و اینکه حتماً «داش آکل» رو بخونین؛ به نظرم جزو بهترین داستانهای کوتاه ادبیات فارسیه. بقیه حرفامون: • هدایت از نگاه براهنی (۱) و (۲) • ده پیام از متن کتاب • مقاله - چه زمانی خوندم؟ تیر ۱۴۰۳ - کی بهم معرفی کرد؟ همین سیر و سلوک کتابیم - چه امتیازی میدم؟ ☆★★★★ @ensanid
سیزدهمین کتاب سال ۱۴۰۳ «سه قطره خون» توی این کتاب، یازده داستان… — ادبیات داستانی — TG.ME
December 8, 2024 263 4