قسمت نوزدهم — «آخرین نامه»
نامه را تا زدم و برای آخرین بار بوی کاغذ و جوهر در اتاق پیچید.
بعضی خداحافظیها هیچوقت نوشته نمیشوند؛ فقط یک روز، میانِ چند خطِ ناتمام، میفهمی دیگر چیزی برای ادامه دادن نمانده است.
گوشهی همان صفحه یک کلمه مانده بود:
«نعنای تلخ»
و شاید تلخیِ بعضی خاطرهها از رفتنشان نباشد؛ از این باشد که یک روز، آنقدر نزدیک بودهاند که حتی بویشان را هنوز میتوان شناخت.
September 1, 2026 25