در کتاب «جرعهای از دریا» به نقل از آیتالله شبیری زنجانی داستانی آمده است که نشان میدهد در دوره صفویه، رواج فلسفه و عرفان تا چه اندازه موجب فاصله گرفتن طلاب از معارف اهلبیت علیهمالسلام شده بود؛ بهگونهای که حتی برخی از آنان شیوه خواندن نماز میت را نیز نمیدانستند، چه رسد به مباحث عمیقتر اعتقادی و معارفی که فهم آنها نیازمند دقت، تأمل و انس جدی با احادیث اهلبیت علیهمالسلام است:
اخیرا کتابی در شرح احوال آقا محمد بیدآبادی برای من آوردند تا اگر مطلبی به نظرم رسید، در حاشیه بنویسم. در آن کتاب نوشته:
«در اواخر صفویه فلسفه و حکمت بر اثر فشار قِشریون رو به ضعف نهاده بود».
فارغ از اینکه نفس این تعبیر “قشریون” اهانت به فقهاء است، اصل این مطلب نیز نادرست است، بلکه عکس این مطلب را از افراد موثق شنیدهام.
در اواخر صفویه، فقاهت و حدیث بسیار تنزل کرد و طلّاب به فلسفه و عرفان اهمّیّت میدادند. در آن زمان مدرسه چهار باغ اصفهان را شاه سلطان حسین در سال ۱۱۲۱ یا ۱۱۲۲ ساخته بود و حجراتش تقسیم شده بود.
شخصی که یکی از بستگانش از دنیا رفته بود، به مدرسه چهار باغ رفت تا یکی از طلّاب را برای نماز میّت ببرد ولی سراغ هر طلبهای رفت، نماز میّت را بلد نبود. به استادشان شکایت میکند و استاد هم طلّاب مدرسه را توبیخ میکند که چرا از فقه و احکام شرع دور هستید و خودش برای خواندن نماز میّت میرود و چون خودش نیز بلد نبود، دو رکعت نماز صبح بر میّت میخواند!
https://ebnearabi.com/147326/تنزل-فقاهت-و-حدیث.html









